eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
487 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
سفر می‌ڪردی و ڪار تو را دشوار می‌ڪردم ڪه چون ابر بهاری گریۀ بسیار می‌ڪردم همان "آغاز" باید بر حذر می‌بودم از عشقت همان دیدار "اول" باید استغفار می‌ڪردم ملاقات نخستین ڪاش بار آخرینم بود تو را دیگر میان خواب‌ها دیدار می‌ڪردم «به روی نامه‌هایت قطرۀ اشک است، غمگینی؟» تو می‌پرسیدی و با چشم خون انڪار می‌کردم در آن دنیا اگر قدری مجال همنشینی بود به پای مرگ می‌افتادم و اصرار می‌ڪردم خدا عمر غمت را جاودان سازد ڪه این شاعر غزل در گوش من می‌خواند و من تڪرار می‌ڪردم
گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد
نـا‌م‌ شـما‌ [عـلی]‌ شـده‌ و‌ نـام‌ ما [یـتیم‌] [بابا]‌ حساب‌ عشق‌ شما‌ کاملا‌ جداست.
بی شک فراق از یار را یعقوب می فهمد در عمق آتش سوختن را چوب می فهمد
حفره‌ای بود پر از خون وسط سینه‌ ی من... مهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت :)
‹ یک سینه حرف است ؛ ولی نقطه چین بس است ... ›
نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه ڪنم حرف دگر ياد نداد استادم...
پروانه را شڪایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم باور مڪن ڪه طعنه طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت  که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول
وعده وصل تو می‌پرورم اندر سر خویش می‌گذارم به سر خویش ڪلاهی گاهی... محمدسهرابی
من قصه ی فراق تورا خاک کرده ام حاصل چه شد؟جوانه زدی، بیشتر شدی. 
ظاهـر آراسته ام در هـوسِ وصـل، ولی من پریشان تر از آنم ڪه تو می پنداری… فاضل‌نظری