کنجِخلوت...!
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنگه دل من برا زیارت..ِ
حس عجیب غریبیه این همه غربت..
حالا که دورم از حرم تو...
همدم تنهاییم شده یه تیکه تربت...
همدم تنهاییم شده....
یه گوشه با بغض تنها میشینم...
تمـٰآمشھرراگشتمکـهپیدایتکنماما..
نـهخودبودینـهچشمـیکـه
شودهمتآیچشمان ...:)!
شدهآیاکهشبیتاخودِصبحفکرکنی،؟!
منپرازفکرتوامهرشبِخودراتاصبح!:)
#شب_گرد
🌒
خواستم دست به مویش ببرم، خواب شود
عطر گیسوش چنان بود که بیهوشم کرد...
#کاظم_بهمنی
وشھیدچمرانچزیبامیگه:
حسینجانم . .
دردمندم،دلشکستهام،
واحساسمیکنمكهجزتوداروییدیگر تسکینبخشِقلبسوزانمنیست:')
کنجِخلوت...!
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم...
چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم
فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را
زحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم
فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم (:
ملول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم
تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم (:
حراج عشق وتاراج جوانی وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم
ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم
#شهریار
دیشب غزلی خواندم و آزار کشیدم
هی ضجه زدم پنجه به دیوار کشیدم
آنقدر بههم ریختم از درد که انگار
صد بار خودم را به سرِ دار کشیدم
در حنجرهام بغض ترک خورد و کمی بعد
ترکید و در این شعر فقط جار کشیدم
اشعار پر آوازهی عاشق شدنت بود
با مستی تو یکسره سیگار کشیدم
درد است فقط از دل و دلبر بنویسی
تلخ است و من از قهوهی قاجار کشیدم
شاعر نشدی تا که کمی درک نمایی
زجری که در این برهه ز اشعار کشیدم
بنویس چه آمد به سر مردمت اینجا
بنویس... اگر شعر تو را تار کشیدم
تا شعر تکانت بدهد... واژه به واژه
از گُردهی بیجان قلم، کار کشیدم...
#مرتضی_عباسیزاده