eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
486 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
کنجِ‌خلوت...!
چه شد در من؟! نمیدانم فقط دیدم پریشانم فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم... #نجمه_‌زارع
شب آن شب که عشق پر میزد میان کوچه بازارم تو را در کوچه میدیدم که پا در کوچه بگذارم به یادم هست باران شد تو این را هم نفهمیدی من آرام رفتم تا برایت چتر بردارم... تو می لرزیدی و دستم، چه عاجز میشدم وقتی تو را میخاست بنویسد بروی صفحه، خودکارم میان خویش گم بودی میان عشق و دلتنگی گمانم صبح فهمیدی که من آن سوی دیوارم هوا تاریک تر میشد تــو زیر ماه میخواندی مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم [ چه شد در من؟! نمیدانم فقط دیدم پریشانم فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم ] از آن پس هرشب این کوچه طنین عشق را دارد تو آن سو شعر میخوانی من این سو از تو سرشارم سحر از راه میآید تو در خورشید می گنجی و من هرروز مجبورم زمان را بی تو بشمارم شبانگاهان که برگردی به سویت باز میگردم اگر چه گفته ام هرشب که این هست آخرین بارم
توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت می نشینم تا قیامت با تو صحبت میکنم
جز خودم هیچکسی در غمِ تنهاییِ من مثلِ فواره سرِ گریه به دامان نگرفت!
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم! جا به اندازه‌ی تنهاييِ من در من نيست...
ما درین بحر به کشتی تو یابیم نجات کششی کن که به ساحل کِشی از گردابم ابن‌حسام‌خوسفی
دل چو خون گردید، بی حاصل بُوَد تدبیرھا کاش قبل از خون شدن، دل از تو برمی‌داشتم
‌‌‏گفتنےنیست‌ولےبـےطُ‌كمـٰاکان‌درمن نفسےهست‌دلےهسٺ‌ولےجانےنیست . .(:!
خبرآن‌است‌که‌هستیم‌هنوز!
در حیرتم که دیده از او بر نداشتم دل را چگونه بُرد که چَشمم خبر نداشت؟
https://eitaa.com/hnifazj/428 ممنوووونم♥️🌹