چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست
هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوری ست
مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است
سهم برابرِ همگان نابرابری ست
دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست
ای آفتاب! هرچه کنی ذرّه پروری ست
ساحل جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست
#فاضل_نظری
حَرَم یعنی کسی در شهر خود سَر میکند امّا
دِلَش در کوچههای دورِ مَشهَد مانده آواره (:
کنجِخلوت...!
[خدا از ما نگیرد نعمت آشفته حالی را]
به چنگ آورده ام گیسوی معشوقی خیالی را
خدا از ما نگیرد نعمت آشفته حالی را...
خداراشکر امشب هم حریفی پیش رو دارم
که با او میتوان نوشید ساغرهای خالی را...
مرا در بر بگیر ای مهربان هرچند میدانم
ندارم طاقت آغوش یک دریا زلالی را...
ز مستی فاش میگویم تو را بوسیده ام
اما؛ کسی باور ندارد حرف مست لاابالی را...
من آن خاکم که روزی بستر رودی خروشان بود
کنار چشمه بشکن بغض این ظرف سفالی را...
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت
آنچه در خواب نرفت چشم من و یاد تو بود :)
#شب_گرد