نهان از پردههای چشم میگریم، نه آن شمعم
که سازم نقل مجلس، گریهٔ مستانهٔ خود را
#صائب_تبریزی
کنجِخلوت...!
ازدرون آشفته وظاهر چو ڪوهی استوار، رنجها اینگونه ما را مَرد بار آوردهاند...
کسی از ظاهر این کوه حالش را نمیفهمد
به ظاهر ساکتم در سینهام آتش فشان دارم..