eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
486 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی ماه، پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت... چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی سایه ی زلف کسی چون ابر، بر دوزخ گذشت آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی باد پیراهن کشید از دست گل ها ناگهان عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت غنچه ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی... کشته ای در پای خود دیدی یقین کردی منم سایه ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی....
در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی ... نکته اینجاست که من راز نگه دار ترم
یک بار شده روی لبم بغض نپاشی...؟!
•• دل بی دست و پای من بنشین فتح این شهر در توان تو نیست سهم تو از جهان همین خانه ست گرچه این خانه هم از آن تو نیست •• دل من نیمه ی پری داری بدتر از نیم خالی لیوان هرچه رنج است در جهانِ تو هست هرچه شادی ست در جهان تو نیست •• سینه به سینه سوختی اما دیده بر دیده دوختی اما هستی ات را فروختی اما هیچ جز هیچ در دکان تو نیست •• سال ها دست و پا زدی اما از کجا تا کجا زدی اما یک وجب از زمین از آن تو نیست آسمان سهم کودکان تو نیست •• ای در این روزهای قطعا بد احتمال غم تو صد در صد حیفْ این ماه های بی مقصد فصل پایان داستان تو نیست ••
•• حالم بد است مثل زمانی که نيستی دردا که تو هميشه همانی که نيستی وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای وقتی که نيستی نگرانی که نيستی ••
هرچه بر ما می‌رود از این دلِ وامانده است...
به خود نمی‌رسم از فکر ناقصی‌که مراست زهی هوس که در اندیشهٔ کمال توام خیال وحشت و آرام حیرت‌ست اینجا چه آشیان و چه پرواز زیر بال توام خبر ز خویش ندارم جز اینکه روزی چند نگاه شوق تو بودم‌کنون خیال توام...
ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف جرم از تو نباشد گنه از بخت منست
•• تا چند من غزل بنويسم که هستی و تو با دلی گرفته بخوانی که نيستی من بی تو در غريب ترين شهر عالمم بی من تو در کجای جهانی که نيستی؟
مجالِ خواب نمى‌باشدم زِ دستِ خيال...
زخــم، حتــی با نوازش درد را حس مـی‌کند زخمی‌ام! حتی برای من محبت خوب نیست
گر از یادم رود عالم، تو از یادم نخواهی رفت به شرط آنکه گَه گاهی تو هم از من کنی یادی...