eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
486 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
چون مترسک‌های شالیزار پوشالی شدم زندگی بی‌آرزو خالی‌ست، من خالی شدم ظاهراً خوشحالم، اما از درون خوشبخت نه! زندگی باید که جدی باشد، اما سخت نه!
مرداب زندگی..(:
سخن‌ها دارم از دست تو در دل ولیکن در حضورت بی زبانم
هر چه گفتم، همه گفتند که کَر باشم و کور سود در بی خبری بود! خبر داشت دلم...
•• ز دل بریدن و دل بستن به یک طرف متمایل شو که آنچه من ز تو می‌بینم؛ نه اشتیاق نه بیزاری‌ست
برفی‌ ست پشت پنجره‌ ی روزهای سرد دی ماه فرصتی‌ ست برای بروز درد...!
دی بود و درد بود و زمستان ادامه داشت آن‌سوی پنجره تب طوفان ادامه داشت از چشم آسمان کبود آیه می‌چکید فصل نزول سوره‌ی باران ادامه داشت
مستاصل و بی‌حوصله در خانه بچرخی از این همه، سهمت بجز آوار نباشد در خاطره دنبال کمی شانه بگردی سخت است که جز شانه دیوار نباشد... هر شب بنشینی و کمی قصه ببافی افسوس... که دنیای تو بیدار نباشد...
در من انگار کسی، در پى انكار من است!
هوای عشق رسیده است تا حوالیِ من اگر دوباره ببارد به خشک سالیِ من مگرکه خواب و خیالی بنوشدم  ورنه که آب می خورد از کاسه یِ سفالیِ من؟ همیشه منظرم از دور دیدنی تر بود خود اعتراف کنم بوریاست قالیِ من مرا مثال به چیزی که نیستم زده اند خوشا به من؟نه! خوشا بر منِ مثالیِ من به هوش باش که در خویشتن گم ات نکند هزار کوچه یِ این شهرکِ خیالیِ من  اگرچه بودو نبودم یکی ست، باز مباد تو را عذاب دهد گاه جایِ خالیِ من هوای بی تو پریدن نداشتم، آری بهانه بود همیشه شکسته بالیِ من  تو هم سکوت مرا پاسخی نخواهی داشت چه بی جواب سؤالی ست بی سؤالیِ من!
•• باز در خود خیره شو انگار چشمت سیر نیست درد خودبینی است می دانم تو را «تقصیر» نیست کوزه ی دربسته در آغوش دریا هم تهی است در گل خشک تو دیگر فرصت تغییر نیست •• شیر وقتی در پی مردار باشد مرده است شیر اگر همسفره ی کفتار باشد، شیر نیست اولین شرط معلم بودن عاشق بودن است شیخ این مجلس کهن سال است اما پیر نیست •• در پشیمانی چراغ معرفت روشن تر است توبه کن! هرگز برای توبه کردن دیر نیست همچنان در پاسخ دشنام می گویم سلام عاقلان دانند دیگر حاجت تفسیر نیست •• باز اگر دیوانه ای سنگی به من زد شاد باش خاطر آیینه ی ما از کسی دلگیر نیست ••
کوه اگر بودی ز جا رفتی، بنازم حوصله این‌همه آزردگی داری و خرسندی هنوووز