بیا به یاد گذشته سری به هم بزنیم
میان خاطرههامان کمی قدم بزنیم
به شوق دیدن هم بشکنیم فاصله را
بجای کهنهشدن، تازگی رقم بزنیم
بهفکر کودک جامانده در گذشتهٔ دور
برایدلخوشیاش پشت پا بهغم بزنیم
صدای قهقهمان را به دست باد دهیم
سکوت سرد زمان را کمی بهم بزنیم
شبیه قطرهٔ باران که بی هوا بچکد
به گونههای غزلها دوباره نم بزنیم
بیا به یاد گذشته بجای غصّه و غم
دوباره خاطرهای، قصّهای قلم بزنیم
#زهرا_نوروزی
اندوهِ من این است که در دفتر شعرم
یک بیت به زیبایی چشم تو ندارم!...
(پ.ن: حضور ما سرِکلاس بدون نقاشی کردن و شعر نوشتن تو حاشیه کتابا نمیشه که...
چند روز پیش دبیر میگفت یه دقیقه مدادخودکاراتونو بزارین زمین دائم کتاباتونو خط خطی نکنین!!😁)