eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
488 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
به همراه خودت اورده ای دردی مداوم را تنیده داغ عشقت دور دل سدی مقاوم را به جز اندوه جز حسرت ندارم گرچه سهم از تو درون سینه پنهان میکنم من این غنائم را نَدارَم خوابِ آرامی مگَر دَرکُنجِ آغوشَت بیا دَرمان بکُن این شَب نَخوابی هایِ دائِم را هراسانم من از دوری بیا نزدیک تر گاهی بکش از لحظه ام بیرون تو افکار مزاحم را خیالم بود مرهم روی زخمم میشوی اما به همراه خودت آورده ای دردی مداوم را
دلم گرفته و کاری نمی کند باران چقدر حال و هوایم شبیه اهواز است
تا در تو نظر کردم ، رسوای جهان گشتم آری، همه رسوایی اوّل زِ نظر خیزد
مو به مو سلسله زلف پریشان تورا در خیال شب تنهایی خود بافته ام..
..‌ ‏من از طعم دوبیتی‌هاے باران خوردہ لبریزم ڪنار اشڪهایم می‌شود آویخت دریا را !
مادرم بعد خدا نامِ تو را یادم داد؛ ‏عادتِ کودکی ماست، علی گفتن ما!
باز با گریه به آغوش تو بر می گردم چو غریبی خودش را برساند به وطن
چنان گرفته دلم از جهان که مثلِ سکوت اگر به نام صدایم بکنند می‌شکنم
شب را خبری نیست مگر آهِ دل ما ...
نه صبر به دل مانده نه در سینه قرارم بگذار چو آتش زجگر شعله برآرم . . . گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم بگذار که من چشم به پایت بگذارم (: یک لحظه بزن بر رخ من خنده که یک عمر با یاد لبت خنده کنان اشک ببارم خجلت کشم از دیده و از گریه عمرم گر پیشتر از آمدنت جان بسپارم . . . بگذاشته ام بر روی خاک حرمت رو شاید گنه از چهره بشوئی به غبارم حیف از تو عزیزی که منت یار بخوانم لیکن چه کنم جز تو کسی یار ندارم (: شامم شده تاریک تر از صبح قیامت روزم شده بی روی تو همچون شب تارم دادند مرا دیده که روی تو ببینم بی دیدن رخسار تو با دیده چه کارم (: اونجا که میگه: خدایا اگه میخای بهم بگی دوسم داری ی اشک دل سیر برای حسین بهم بده (:
من يترك عينيك حزينةً و يذهب هل يستحق أن تنتظري عودته ؟! آنکه چشمانت را در حالی ‌که غمگین بودند رها کرد و رفت، آیا شایستگی دارد که منتظر بازگشتش باشی ؟!
می‌رفتم و پیش نگاهم درّه‌ای تاریک پل‌های امن ، پشت سر بود و نمی‌دیدم دلخوش به این بودم که سر بر شانه‌ام داری بر شانه‌ام دست تبر بود و نمی‌دیدم از دست هرکس زخم خوردم، زخم تو اما از دیگران هم بیشتر بود و نمی‌دیدم