گفته بودی دردِدل کن گاه با همصحبتی
کو رفیقِ رازداری کو دلِ پرطاقتی...
#فاضل_نظری
برابر نیست این جنگی که برپا کردهای ای عشق
که تو با من گلاویزی و من با خویش درگیرم
#حسین_زحمتکش
اینکه زخمم میزنی بی شک نشان از کینه نیست
گرگ ها هم تولهی خود را به دندان میکشند
#لعیا_محمدی
چه ساغرها تهی کردیم بر یادت که یک ذره
نه ساکن گشت سوزِ دل، نه کمتر شد خمار ما
ای عشق، تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی،هرچه تو گویی و تو خواهی
#فریدون_مشیری
چون من سر تو دارم سامانم از که باشد؟
دردم تو میفرستی، درمانم از که باشد؟
گفتی: برو ز پیشم، خود میروم، ولیکن
زین غصه گر بمیرم تاوانم از که باشد؟
چون در فراق خویشم زار و ضعیف کردی
گر بار غم کشیدن نتوانم، از که باشد؟
دردم همی فرستی هر ساعت از برخود
باز آر به درد دوری درمانم، از که باشد؟
چون بوسهای به زاری هرگز نمیدهی تو
گر بعد ازین به زورت بستانم، از که باشد؟
دوشم به طنز گفتی: کز کیست این فغانت؟
زخم تو میخورم من، افغانم از که باشد؟
جوری که میپسندی بر اوحدی نهانی
گر در میان مردم برخوانم، از که باشد؟
#اوحدی