eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
484 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
 تو که رفتی همه ‌ی مزرعه‌ ها خشکیدند باغ من بعد تو صد جعبه زمستان داده!
[الله مع الصابرین!*..]
بد خلقم و بد عهد، زبان بازم و مغرور پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟!
خلق دل‌سنگ ‌اند و من آیینه با خود می‌برم بشکنیدم دوستان دشنامِ پنهانی بس است!
آراسته ظاهریم و باطن نه چنان القصه، چنان که می‌نماییم نه‌ایم..! _شیخ‌بھایی
قاصدک های پریشان را که با خود باد برد باخودم گفتم مرا هم می توان از یاد برد!
زخمم بزن، که زخم مرا مرد می‌کند اصلا برای عشق سرم درد می‌کند   زخمم بزن که لااقل این کار ساده را هر یار بی‌وفای جوانمرد می‌کند   آن‌جا که رفته‌ای خودمانیم، هیچ‌کس آن‌چه دلم برای تو می‌کرد، می‌کند؟   در را نبسته‌ای که هوای اتاق را باد خزان فاصله دلسرد می‌کند   فردا نمی‌شوی که نمی‌دانی عشق تو دارد چه کار با من شبگرد می‌کند   خاکستر غروب تو هرروز در افق آتش‌پرست روح مرا زرد می‌کند   عاشق بکُش که مرگ، مرا زنده می‌کند زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند
شرم می گفت نگاهَت نَکنُم، گفتم چشم عشق میخواست ببیند نظری، دعوا شد!
به من گفته ست یک مدت از او ڪمتر خبر گیرم همین یعنے جدایی... منتها آهسته آهسته!!!
ضعیف و لاغر و زرد و صدای خواب‌آور کنار بستر من قرص‌های خواب‌آور لجن گرفتم از این سرگذشت ویروسی از این تب، این تبِ مالاریای خواب‌آور منی که منحنی زانوان زاویه‌دار جدا نمی‌کندَم از هوای خواب‌آور همین تجمع اجساد مومیایی شهر مرا کشانده به این انزوای خواب‌آور زمین رها شده دور مدار بی‌دردی و روزنامه پر از قصه‌های خواب‌آور هنوز دفتر خمیازه‌های من باز است بخواب شعر! از این ماجرای خواب‌آور
غــم، صیقل خداست خدایا ز ما مگیر این جوهرِ جلی که جلا می‌دهد به دل