eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
486 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
جمله بی‌قراری‌ات از طلب قرار توست طالب بی‌قرار شو، تا که قرار آیدت
شبیه ساده‌دلان باورت نمی‌کردم اگر دروغ تو این‌قدر دل‌فریب نبود هزار حیف که عمرم به غم گذشت ولی هزار شکر که از عشق بی‌نصیب نبود
چه باک از آنکه پراکنده حالتیم و روان؟ اگر چنانکه به احوال ما نگاهش هست...
•• دنیای من...! تمامِ جهانم از آنِ توست جان مرا بگیر، که این نیز؛ جانِ توست اندوه داستانِ مرا کاش حس کنی، دشمن‌ترین رقیب من از دوستان توست •• تنها نه از ملامت مردم در آتشم، آتش‌بیارِ معرکه، زخمِ زبانِ توست :) ‌ مَشکَن دلِ مرا که به خود ظلم می‌کنی، این شیشه‌ای که می‌شکنی؛ آشیانِ توست •• تاثیر اشک‌های مرا روی او ببین، این فرق سنگ با دلِ نامهربان توست...!‌ گفتم [به گریه] از تو شبی دست می‌کشم، گفتی به نیشخند؛ اگر در توان توست
•• زل بزن! بعد تماشای خودت اشک نریز گریه کن جای همه، جای خودت اشک نریز •• پای شعر همه با بغض مدارا کردی لااقل پای غزل های خودت اشک نریز •• تا کجا شوری و تلخی؟ چقدر داغی و اشک؟ سربکش! این همه در چای خودت اشک نریز •• نه رسیدی به رسیدن، نه رسیدی به سفر پشت کوتاهی رویای خودت، اشک نریز •• دل بکن تا برود، بغض نکن، حرف نزن مرد باش و سر امضای خودت اشک نریز...
•• بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودم و نگاهی بکنم ‌بر تن آوار خودم •• سر خود را بگذارم به سر شانه خود بزنم حرف به خود با دل غمخوار خودم •• بلدم شعر بخوانم همه لالایی و اشک همه اش گوش کند بالش نم دار خودم •• آنقَدر قصه نوشتم که شدم قاتل این پوکه ی خالی پر غصه ی خودکار خودم
• • • غم داشتم همیشه و همدم نداشتم یک سینه راز بودم و محرم نداشتم آن سنگ‌دل که درد دلم را شنیده بود زخم زبان نمى زد اگر، غم نداشتم چون شعله‌اى که باور خاموشى‌اش نبود دردم...، که در نبود تو مرهم نداشتم پرسید صبح از شب و گفتم گریستم شاهد به غیر خیسى شبنم نداشتم خم می‌شدم ز هیبت طوفان زخم‌ها در خاک اگر که ریشه‌ى محکم نداشتم چون ماجراى برکه‌ى درگیر ماه‌تاب هم داشتم رفیق سفر، هم نداشتم... اى زندگى به ساحل امنى رسان مرا در راه عشق موج بلا کم نداشتم... :) • • •
نه قانعم به کم از تو که سخت می‌خواهد تمام آن‌چه تویی را تمام آن‌چه منم
• • • نه این‌که فکر کنی مرهم احتیاج نداشت که زخم‌های دلِ خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت منم! خلیفه تنهای رانده از فردوس خلیفه‌ای که از آغاز تخت و تاج نداشت تفاوت من و اصحاب کهف در این بود که سکه‌های من از ابتدا رواج نداشت نخواست شیخ بیابد مرا، که یافتنم چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت... • • •
همچنانی که بید مجنون را تُندی گردباد خواهد کُشت عاقبت، عاشق پریشان را قهر... قهر زیاد خواهد کُشت رودم و در پی تو افتادم ای بهار دویده در بیشه رفتنت چله ی زمستان است، رود را انجماد خواهد کُشت •• معنی خنده چیست؟ جز آری معنی اخم چیست؟ غیر از خیر تا مرا عاقبت به خیر کنی، عشق را این تضاد خواهد کُشت هیچکس از تبار من، بی عشق قدر یک روز نیز زنده نماند آری این رسم کهنه، بی تو مرا در همین امتداد خواهد کشت •• سال ها همدم غمت بودم، آنچنان که برادریم... اما آخر شاهنامه معلوم است، تهمتن را شغاد خواهد کُشت
•• • نمیتوان به تو شرحِ بلای هجران کرد فتاده ام به بلایی که شرح نتوان کرد ز روزگار مرا خود همیشه دردی بود غمِ تو آمد و آن را هزار چندان کرد بلای هجرِ تو مشکل بُوَد خوش آن بی دل که مُرد پیشِ تو و کار بر خود آسان کرد خیالِ کُشتنِ ما داشت وه چه شد یارب ! کدامْ سنگدل آن شوخ را پشیمان کرد جراحتِ دلِ ما بر طبیب ظاهر نیست که تیرِ غمزه ی او هر چه کرد پنهان کرد نیافت لذّتِ اربابِ ذوق ، بی دردی _ که قدرِ درد ندانست و فکرِ درمان کرد هلالی از دلِ مجروحِ من چه میپرسی !؟ خرابه ای که تو دیدی فراقْ ویران کرد • ••
‏هم‌بزم ِغیر گشت که هجران‌طلب شوم می‌گیردم به مرگ، که راضی به تب شوم