نیشکر چون بشکند ، شاخه نباتش می کنند
اندکی بشکن خودت را این همه تلـخی چرا؟
#راحم_تبریزی
میخواست تا خلاصه شود عشق در کلام
از بین واژههای جهان «مادر» آفرید
#مهدی_مردانی
چون حل نمیشود به سخن، مشکلات عشق
در حیرتم که فایده ی قیل و قال چیست؟!
#هلالی_جغتایی
هَرکسی از پیِ مقصودِ خود اندر طَلبی است
حاصل آنست که ما از تو تُرا میطلبیم ..
به تعداد نفوس خلق اگر سوی خدا راه است
همانقدر انتخاب راه دشوار است و دلخواه است
قلندرها و درویشان و حقگویان و عیّاران!
من از راهی خبر دارم که ذکرش قلهواللّه است
ندارم آرزویی جز «مقام» عشق ورزیدن
که از دل آخرین حبّی که بیرون میشود، جاه است
خدایا عشق ما را میکشد یا زنده میسازد
هوای وصل، هر دم چون نفس، جانبخش و جانکاه است
سکوتی سایه افکنده است همچون ابر بر صحرا
شب آرام است و نخلستان پر از تنهایی ماه است
کسی با چاه رازِ رنج خود را باز میگوید
چه تسبیحیست این؟! آه است، این آه است، این آه است
نمیخوانم خدایش گرچه از اوصاف او پیداست
که هم بر عیب ستّار است، هم بر غیب آگاه است
به سویش بس که مردم چون گدا دستِ طلب دارند
جوانمردانِ بسیاری گمان دارند او شاه است
به «سلطانِ جهان»، «شاهِ عرب» گفتند عیبی نیست
به هر تقدیر دستِ لفظ، از توصیف کوتاه است
#فاضل_نظری
#بند_او
هدایت شده از " حُجره ریحانه سادات"
مادریدستبهپهلوپسریپارهگلو
گریههالحظهیدیدارتماشادارد:)
امروز هم بدون تو شب شد
شبت بخیر!
فردا خدا کند نشود شب بدون تو...!
#ابوالفضل_مشهدی
#شب_گرد
کنجِخلوت...!
درمـیـٰآنقـلـبمـنتـنـهـٰاتـویـےیكاسـتـخـوان هـمخـوشـےدار؎هـمدردتبـہجـٰآنـممےزنـد...!:)
که چو زخم از تو آید
ز تو نیز چاره باید...
کنجِخلوت...!
بـر مـا چـه آمـده که دلِ مهـــــــــربانِ تو ناگاه با من این همه نامهربان شده است؟ #حسین_منزوی
با من بمان و سایهی مهر از سرم مگیر
من زندهام به مهرِ تو
ای مهربانِ من...
#حسین_منزوی