کنجِخلوت...!
نفس هایم سر به جنون گذاشت..
تکه های یخ در خونم سرازیر شد..
من از مردن نمیترسیدم؛
اما از جان کندن برای مردن،
چرا!...
#فاطمه_بلنددوست
گِله میکرد قلم ، هر چه که گفتی ، درد است
گفتمش ، من چه کنم؟! دارو ندارم اینست...
#راحم_تبریزی
#احوالات
هدایت شده از ماح'
در دعای اهل دل باران فراز آخر است
گریه کن در گریه عاشق صفایی دیگر است
کنج ِخلوٺ...
به کسی که با تو هرشب، همه شوقِ گفتوگو بود
چه رسیده است که امشب، سرِ گفتوگو ندارد
#حسین_منزوی
#شب_گرد
درد ایـن اسـت
که مـا مـدعی هـجرانـیم
دردِ هـجـران تو چـشیـدی
و نفهمید ڪـسی...
#اندردل