چهره ام زرد است و...
دل خون است و اشکم ارغوان
یا منم پاییز و یا پاییز فصلی از من است:).
هدایت شده از • میـڪـده •
-
من از چشم تو ای ساقی خراب افتادهام لیکن
بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم
I میڪده
-
هدایت شده از • میـڪـده •
-
صدایی گرم، دستی سرد، چشمانی بلاتکلیف
گلویی تشنه، جامی می، مسلمانی بلاتکلیف…
I سیدتقیسیدی
-
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت!
در من غزلی آه کشید و سر زا رفت
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را...
سمتـی که تویی...عقربه قبله نما رفت :)!
صد وعده امید به دل داده ام،دروغ!
چون من مباد هیچ کسی شرمسار خویش..
#صائب_تبریزی