دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند
ما ز یـاد هَمنشینان در مقابل میرویم
#صائب_تبریزی
#احوالات
جان من و جهان من، روی سپید تو شدهست
عاقبتم چنین شود، مرگ من و بقای تو
از تو برآید از دلم، هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو، تا که شوم فنای تو
در پیش بیدردان چرا
فریاد بیحاصل کنم؟
گر شکوهای دارم ز ِ دل با یارِ صاحبدل کنم ..
بی حوصله ام، غم زده ام، حال ندارم
لطفی کن و یکصد قدمی دور شو از من !
#احوالات
خوردیم زخمها که نه خون آمد و نه آه
وه این چه نیش بود که تا استخوان برفت
زنهار از آن شبانگه تاریک و بامداد
کز تو خبر نیامد و از ما فغان برفت
زخمی چنان نبود که مرهم توان نهاد
داروی دل چه فایده دارد چو جان برفت
شرح غمت تمام نگفتیم همچنان
این صد یکیست کز غمِ دل بر زبان برفت
#سعدی
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
آخرین جرعهءجام است و شبم طولانیست
چه کنم این همه غم از دل تنها برود
دل پر حسرتی از این همه یلدا دارم
کاش یک بار بیایی تو و غمها برود
راه برگشتنی ای ماه به مردابت نیست
مثل رودی که بنا نیست به دریا برود
دل من بود که در گوشهء تنهایی سوخت
هر کسی شرم ندارد به تماشا برود
عاشقی کردنمان دردسری بیش نبود
عشق ای کاش که از دهکدهء ما برود
هر که معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود ...
#فرامرز_عرب_عامری