خنده خشکی به لب دارم ولی بارانی ام
ظاهری آرام دارد باطن ِ طوفانیم ..
مثل ِ شمشیر از هراسم دست ُ پا گم میکنند
خود ولی در دست های ِ دیگران زندانی ام
بس که دنبال ِ تو گشتم شهره ی ِ عالم شدم
سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانیم ..
میزند لبخند بر چشمان ِ اشک آلود ِ شمع
هر که باشد با خبر از گریه ی ِ پنهانیم
هیچ دانایی فریب ِ چشم هایت را نخورد
عاقبت کاری به دستم میدهد نادانیم !.
تو خواب روزهای روشن خود را ببین ای دوست!
شبت خوش گرچه امشب نیز من تا صبح بیدارم...
#فاضل_نظری
#شب_گرد
ز عشقت بند بند ِ این دل ِ دیوانه میلرزد ..
خرابم میکنی ؛ اما خرابی با تو میارزد !
هدایت شده از سارا ایمنی | آبرنگ
آن كس که شتاب دارد
عاشق نیست...
تشنه ای ست که معشوق را چشمه ی آب شیرین تصور کرده است!
وقتی دوید
و رسید
و نوشید
و ورم کرد،
رها می کند و
می رود!
محبوب،
چشمه آب شیرین نیست،
هوای خنک دم صبح است...
#نادر_ابراهیمی
- فراق و وصل مرا میکُشند یک میزان
سرم به دامن حیدر ، به روی بالین است
سرم مقابل ایوان طلایِ شاه نجف …
سرم مقابل زهرا همیشه پائین است :) ! -