هدایت شده از سارا ایمنی | آبرنگ
آن كس که شتاب دارد
عاشق نیست...
تشنه ای ست که معشوق را چشمه ی آب شیرین تصور کرده است!
وقتی دوید
و رسید
و نوشید
و ورم کرد،
رها می کند و
می رود!
محبوب،
چشمه آب شیرین نیست،
هوای خنک دم صبح است...
#نادر_ابراهیمی
- فراق و وصل مرا میکُشند یک میزان
سرم به دامن حیدر ، به روی بالین است
سرم مقابل ایوان طلایِ شاه نجف …
سرم مقابل زهرا همیشه پائین است :) ! -
تهمت نالایقی برما زدی ، رفتی قبول !
در پیِ لایق برو ماهم تماشایش کنیم . .
سوختن با آتش است و عشق با دیوانگی
عشقبرهردلکهزدآتشچو من دیوانه بود
#وحشی_بافقی
آدمی دیوانه چون من یار میخواهد چه کار؟
این سر بی عقل من دستار میخواهد چه کار؟
شعر خود را از تمام شهر پنهان کرده ام!
یوسف بی مشتری بازار میخواهد چه کار؟
هرکسی در خود فرو رفته ست دستش را نگیر !
کشتی مغروق سکاندار میخواهد چه کار؟
در زمان جنگ٬ دشمن زود اشغالش کند!
شهر مرزی جاده ی هموار میخواهد چه کار؟
نقشه هایم یک به یک از دیگری ناکام تر!
این شکست مستمر آمار میخواهد چه کار؟
بعداز این لطفی ندارد حکمرانی بر دلم!
شهر ویران گشته فرماندار میخواهد چه کار!؟
#اصغر_عظیمی_مهر