eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
484 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
بی‌سبب‌نیست‌که‌توعلت‌خلقت‌باشی توکه‌هم‌شأن‌علی، فاتح‌خیبر‌هستی:)🖤
- فراق و وصل مرا می‌کُشند یک میزان سرم به دامن حیدر ، به روی بالین است سرم مقابل ایوان طلایِ شاه نجف … سرم مقابل زهرا همیشه پائین است :) ! -
تهمت‌ نالایقی‌ برما زدی ، رفتی‌ قبول ! در‌ پیِ‌ لایق‌ برو‌ ماهم‌ تماشایش‌ کنیم . .
خیلی به مجتبی ِ تو برخورد فاطمه .. فامیل کم گذاشت برای عزای تو (:💔
جای ِ تمام شهر خودم گریه میکنم .. از بس که خالی است در این خانه جای ِ تو (:💔
آشوب ِ جهان ُ جنگ ِ دنیا به کنار ؛ بحران ِ ندیدن ِ تورا من چه کنم ..
برای چشم‌هایم نماز باران بخوان! بغض کرده؛ ابریست؛ اما نمی‌بارد(=
- همه‌ی دلخوشی ِ ما ز جهان است علی ..
سوختن با آتش است و عشق با دیوانگی عشق‌بر‌هر‌دل‌که‌زد‌آتش‌چو من دیوانه بود
آدمی دیوانه چون من یار میخواهد چه کار؟ این سر بی عقل من دستار میخواهد چه کار؟ شعر خود را از تمام شهر پنهان کرده ام! یوسف بی مشتری بازار میخواهد چه کار؟ هرکسی در خود فرو رفته ست دستش را نگیر ! کشتی مغروق سکاندار میخواهد چه کار؟ در زمان جنگ٬ دشمن زود اشغالش کند! شهر مرزی جاده ی هموار میخواهد چه کار؟ نقشه هایم یک به یک از دیگری ناکام تر! این شکست مستمر آمار میخواهد چه کار؟ بعداز این لطفی ندارد حکمرانی بر دلم! شهر ویران گشته فرماندار میخواهد چه کار!؟
هر بار خواست چای بریزد نمانده ای رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای تنها دلش خوش است به اینکه یکی دوبار با واسطه سلام برایش رسانده ای حالا صدای او به خودش هم نمی رسد از بس که بغض توی گلویش چپانده ای دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست گفتند باز روسری ات را تکانده ای می رقصی و برات مهم نیست مرگشان مشتی نهنگ را که به ساحل کشانده ای بدبخت من ، فلک زده من ، بد بیار من… امروز عصر چای ندارم … تو مانده ای
ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی...