تـا گنـاهی میکنم زهـرا، وساطت می کند
پشت مادر، طفل بازیگوش قایم می شود
#بردیا_محمدی
#فاطمیه
وقت استغفار حال زار را از من نگیر
حس و حال گریهی بسیار را از من نگیر
چند قطره اشک مانده از همه داراییام
پس عنایت کن همین مقدار را از من نگیر
من همین یک ماه را در خواب غفلت نیستم
بعد از این هم چشم شب بیدار را از من نگیر
با وجود معصیت بر توبههایم دلخوشم
یا غفارالذنوب این حال استغفار را از من نگیر
جرم کمتر میشود با اعتراف بر گناه
یا اله المذنبین اقرار را از من نگیر
بهر درمان دلم گاهی به تو سر میزنم
ای طبیب اصلا دل بیمار را از من نگیر
روز محشر بر دهانم مهر خاموشی مزن
در قیامت فرصت گفتار را از من نگیر
هر که را خواهی بگیر از من ولی جان علی
اهل بیت حیدر کرار از من نگیر
حب حیدر شاخص تشخیص حق از باطل است
راه را گم میکنم معیار را از من نگیر
هفتهای یکبار هیئت میروم در طول سال
تا قیامت هفتهای یکبار را از من نگیر
کاری از من بر نمیآید به جز سینه زدن
التماست میکنم این کار را از من نگیر
مادر از بستر ِ خود آمده امشب به حرم ؛
با عصا آمده انگار خودش بیمار است( :💔!'