دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟
کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
نه بستهام به کس دل، نه بسته دل به من کس
چو تخته پاره بر موج، رها… رها… رها… من
ز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی، به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم، در آسمان ابری
دلم گرفتهای دوست ، هوای گریه با من
#سیمین_بهبهانی
دیـگر نمیبَـرد غزلم دل از این و آن
وقتی که رفته گاریِ مضمون به قهقرا
#جواد_محمدی_دهنوی
آنقدر گفتم به جای مادرم من را بزن
این تقلا کردنم بال و پرم را زخم کرد...
با شتاب و ناگهانی رد شد از روی سرم
این مصیبت بود از پا تا سرم را زخم کرد
سالها گریان داغ ضربت یک سیلیام
ضربهای محکم که روی مادرم را زخم کرد
این مصیبتنامه را جز من نمیداند کسی
دست نامردی رسید و باورم را زخم کرد
#محمدحسن_بیات_لو
#فاطمیه
درین وحشتسرا تا کی اسیر آب و گل باشم؟
مرا راهی به سوی عالم بالا کرامت کن
#صائب_تبریزی
مپرس از من چرادر پیله ی مهرتو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد
#فاضل_نظری
آنقدر با من مهربان بودی که بعد از تو
یک لحظه حس کردم که صد سال است تنهایم ..
#اصغر_معاذی
فریاد مرا گرچه سرانجام شنیدی
ای دوست! به داد دل من دیر رسیدی
از یاد بِبَر قصهی ما را هم از امروز
دربارهی ما هرچه شنیدی نشنیدی
آرام بگیر ای دل و کم گریه کن ای چشم!
انگار نفهمیدی و انگار ندیدی
ای نی چه کشیدی مگر از خلق که هر دم
ما آه کشیدیم، تو فریاد کشیدی
گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود!
خوش باش که یک چند در این راه دویدی
#فاضل_نظری
هدایت شده از | دفترچهیادداشت |
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در کوچه ی شعر تو همیشه خبری هست
عشقی ، سفری، دردِ دلی ، چشم تری هست
در شعر تو وقتی پدری باز نگردد ،
در بردن میراث تفنگش ، پسری هست
گفتی : جگر شیر ندارید ، نیایید
گفتی : که در این راه ، همیشه خطریهست
اینجا وسط دلهرهها گم شده پرواز
ای هدهد آرام ! بگو بال و پری هست ؟
شاعر ! چقدَر خانهی تو پنجره دارد
خوب است تو هستیّ و در این کوچه دری هست
خوب است تو هستی و در این جادهی برفی
ردّ قدمِ پر تپشِ رهگذری هست
در این شب تاریک ، نگاه تو امید است
تا هست امید از تو و صحبت ، اثری هست
این شهر که از بیخبری پر شده ، اما
در کوچهی شعر تو همیشه خبری هست ...
#قاسم_صرافان