نه غَزل نوشته بودم نه ترانهای سرودم ؛
که به حُرمت سکوتم، تو به دیدنم بیایی(:
چگونه با دِگران بینمت که عکسِ رُخَت
اگر در آیِنه اُفتد ، زِ غیرت آب شَوَم
#قدسی_مشهدی
اشکِ لیلی می کند دیوانه مجنون را؛ بخند
قطره قطره آب داری می شوی دریا؛ بخند
من نمیخواهم تو را گریان ببینم خوب من
محض خوشحالی من هم که شده زهرا؛ بخند
من سلام بی جوابم من غریب در وطن
گریه جا دارد به حال و روز من اما؛ بخند
گریه ات همسایه ها را خسته کرده فاطمه
روزها را پیش حمزه گریه کن شبها؛ بخند
نیست دنیا لایق چشمان بارانی تو
ابر تنهای کبود من به این دنیا؛ بخند
گفته بودی که نداری طاقت اشک مرا
یا بیا با هم بباریم از غریبی یا؛ بخند
این خلافت آن فدک...عالم فدای خنده ات
ماهِ شبهای غریبیِ علی حالا؛ بخند
بعدِ تو خنده به لبهایم نمی آید مگر
زینبت گاهی بگوید: جانِ من بابا بخند
#سید_مهدی_حسن_زاده
#فاطمیه
زهرا همان غمیست كه در سینه ی علیست
پهلوشكستهایست كه آیینه ی علیست
زهرا كه دستهای به دستاس رفتهاش
لبریز دستهای پر از پینه ی علیست
زهرا همان علیست كه آیینه خداست
زهرا همان خداست كه آیینه ی علیست
افلاك را ببین كه چه بیهوده خاك را...
زهرا بگو مزار تو در سینه ی علیست
زهرا بیا ببوس گلوی حسین را
این ابتدای غربت دیرینه ی علیست
#مهدی_جهاندار
#فاطمیه
هدایت شده از " حُجره ریحانه سادات"
از حَرم عکس گرفتم که اگر دور شدم
بِبَرد خاطره ها قلب مَرا صحن به صحن...
من کجا بیشتر از حقِ خودم خواستهام؟
مرگ حق است به من حقِ مرا برگردان!
#اندردل
من مانده ام مهجور از او
بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او
در استخوانم می رود...(: