هدایت شده از - ضاقَصَدری -
ما بچه شیخا بین یه عالمه کتاب قد کشیدیم
با عطر گلهای نرگس لای سری کتابهای المیزان مست شدیم و دل دادیم دست گلهای یاسِ خشکشدهی بین سری کتابهای وسائلالشیعه!
ما بچه شیخا خواه ناخواه با مفاهیمی آشنا شدیم که به خاطر آشنایی با این مفاهیم دستبوس پدرامونیم!
ما بچه شیخا همیشه پامنبریِ باباهامون بودیم، همیشه شاهد تمرینِ روضهخونیاشون بودیم!
ما بچه شیخا پابهپای باباهامون حوزه و کلاس درس فقه و اصول و درس خارج رفتیم!
ما بچه شیخا همیشه عاشق این بودیم که از دست استادای باباهامون شکلات بگیریم!
ما بچه شیخا زندگیمونو دوست داریم! طلبگی رو دوست داریم، با همهی سختیاش!
ما بچه شیخا سعی میکنیم راه باباهامون رو ادامه بدیم...
ما بچه شیخا تو زندگیمون از خیلی چیزا گذشتیم، که البته میارزید؛ به جاش خیلی چیزای قشنگتری کسب کردیم!
زندگیِ ما همیشه عطر بهشت میداد...
عمامهات بوسم پدر، روزت مبارک:))
کنجِخلوت...!
ما بچه شیخا بین یه عالمه کتاب قد کشیدیم با عطر گلهای نرگس لای سری کتابهای المیزان مست شدیم و دل دا
ما بچه طلبه ها تو حوزه و بین کتاب دفتر و صوتای سخنرانی اساتید باباهامون قد کشیدیم...(:
شهرت ِ افسانه ی مجنون
فقط مجنون نبود ..!
مردمان انصاف باید،
لیلی هم دیوانه بود ..
هدایت شده از -میخـانـه!
دردِ تنهایی درونِ استخوان پیچیده است .
شرحِ درد از من مخواه! این داستان پیچیده است...
حسیندهلوی
-
او ، شاد که جان دادنم از غم شده نزدیك ..
من ، خوش که زِ حالِ دلم او را خبری هست :)
ابر پیری از کویری رد شد و یک مرتبه
ریزش موهای او قم را غریقِ برف کرد
#سجاد_بادی
کوتاه می شود همه شمعی ز سوختن
شمعی که سر به عرش رسانیده، آهِ ماست
#کلیم_کاشانی