هدایت شده از |مُعٺَڪِفـ|
فرخی یزدی یه شعر داره که بیت اولش اینه:
[ترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم
وین قدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم]
پ.ن:واقعاترسماےمرگنیاییوزِجانسیرشوم :))))))))!
گفتم که مُردم از غم و گفتی به "حرف" نیست!
ای کاش من حریف زبان تو میشدم ...
#سجاد_سامانی
از دل ای آفت جان!
صبر توقع داری؟
مگر اين كافر ديوانه
به فرمان مَن است؟
#عماد_خراسانی
عصا از راستی هر دَم به گوش پیر میگوید:
دگر در خواب خواهی دید
ایّام جوانی را...
#واعظ_قزوینی