چشم میبندم و ازاو ممنون میشوم که واقعیات را اینطور میکوبد تخت سینه آدم. نفس بُرّ میکند مخاطبش را!
به قول شهید مغفوری:
" خانم ها در جبه هایی هستند که آینده سازان راستین انقلاب و اسلام و مملکتند. تربیت نونهالان و آینده اسلام دست آنهاست. به شکلی هدایت گران جنگ و انقلاباند"
میان این دنیایی که کِشِشَش بیشتر از کوشش من است، اگر تو مرا به سمت خدا نکِشی من میمانم پا در گِل!
دارم اذیت میشوم از تضادهایی که در ذهن و دلم جا گرفته است!
متحیر وسط دنیا ایستادهام دنبال یک راهنما!
مرا؛ به دعایت، به نگاهت دریاب!
اشک ها همیشه نشان از به زانو درآمدن انسانها نیستند، برای آرامش و تسکینبخشی هستند...
🏻
پاره هایی از کتاب
"عشق و دیگرهیچ"
نوشته: نرجس شکوریان فرد.
براساس خاطراتی از عارف بزرگ
"شهید عبدالمهدی مغفوری"
٢۵٩ صفحه.
چاپ اول: ۱٣٩٩
#پاره_کتاب
شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد، خبري از دل پر درد گل ياس نداشت، بايد اينجور نوشت، هر گلي هم باشي، چه شقايق چه گل پيچك و ياس، زندگی اجبارست...
رفیق
باد بهاریست می آید
می نوازد، می رقصد
می خواند، می سازد
مانند نسیم صبحگاه
نوازش گر گلهای بهاریست زیبا
رفیق
طوفانیست قوی
باکلامش ویرانت می کند بار دگر می سازد
زیبا تراز قبل خود می دانی
جاودان می ماند
درنگاهت
قلبت، یادت
دوستش می داری
کمک حال تودر سختی هاست
خنده کنان، یادآور رویدادهای زیباست
رها کننده از تنهای
پشتوانه خوبی هاست
چه دور، چه نزدیک
رفیق ازبودنت ممنونم
یادت نرود که یاد تو در دل ماست …