هدایت شده از GOM | گُم
به تكلّم .. به تبسّم .. به خموشی .. به نگاه ..
می توان بُرد به هر شيوه دل آسان از دست
داغ رسواییست بر پیشانی آمال ما
لاله را شرمنده سازد صورت احوال ما
جز وبال گردنِ گردونِ گَردان بیش نیست
بر فلک گر هست رخشان کوکب اقبال ما
رنگ رخسارم حکایت گرچه از شادی کند
هست کوهِ غم نهان در خاطر تمثال ما
گو مسیحا را که ما را حاجت دجّال نیست
روزگار تنگچشم ماست چون دجّال ما
راه را از شش جهت بستهست صیّادِ اجل
میکند چون سایه از پشت قفا دنبال ما
امتیازی کِی بُود در دیدهی روشندلان؟
با گدا یکسان نماید شاه در مثقال ما
نقد جان بر خاک پایش میفشانم بیدریغ
مژده گر آرَد ز جانان پیک فرّخفال ما
توسنِ گردونِ گَردان بین «پدیده» چون فشاند
گرد هستی از وجود خسته و پامال ما...
#بیوک_پدیده
هدایت شده از فیالبداههیمن :)
انکه مست امد و دستی به دل ما زد و رفت . .
خواست تنهایی ما را ، به رخ ما بکشد :)
-جناب ِابتهاج
#هوشنگ_ابتهاج
او که "همدردم" شده،گویا خودشهم "درد" بود
او خودشزخمِ همان مرهمکه میآورد بود...!
#سید_سعید_صاحب_علم
در این زمینِ پر از بی کسی دلم تنگ است
در آسمان تو جایی بگو برایم نیست؟
#سیده_مرضیه_یثربی
هدایت شده از -میخـانـه!
خلوت خاطر ما را به شکایت مشکن
که من از وی شدم ای دل به خیالی خرسند
هوشنگابتهاج
-
با گمانِ عشق، دل بستم به مهرِ این و آن
با تو و تنهاییات ای دل! چهها کردم، ببخش..
#فاضل_نظری