جهان مضمون بکر و تازه ای در خود نمی یابد
مگر موی تو و دستم بنا سازند بیتی نو
#حسین_مرادی
غنچهی دلتنگ امشب میزبان شبنم است
حرفْ بسیار است اما فرصت صحبت کم است
آنکه مدت هاست از من چشم میپوشد تویی
آنکه میگیرد سراغ از خلوتم هر دم غم است
جای حیرت نیست گر در پای عشقت سوختم
عاشقی میراث ما از دودمان آدم است
اشک میریزد مدام از چشم هایم، بعد تو
آنچه میبینم فقط تصویرهایی مبهم است
از دلیل رفتنت چیزی نمیگویم به غیر
دردِدل دارم ولی آیینه هم نامحرم است!
#مجیدترکابادی
گمگشتهایم در خود و پیدا نمیشویم
ما بعد از این شکستهدلی، ما نمیشویم
#روشن_سلیمانی
مرگ آمد چهرهام را بی تو اینجا دید و گفت:
آنچنان مُردی که از من هم نیاید هیچ کار !
#محسن_صحت
نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
خداناکرده در دل رنجشی داری مگر از من؟
#صائب_تبریزی