eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
487 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش مولانا ببیند قهرِ چشمانِ تو را تا نگوید نیست در عالم ز هجران تــــلـــــخ تر...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جان می‌دهم از حسرت دیدار تو چون صبح باشد که چو خورشید درخشان به درآیی
بکش دستی به روی زخم های بی‌شمار من که اعجازی که دستت می‌کند، مرهم نخواهد کرد
آغوش علی خانه امنی‌ست پس از مرگ داخل بشوم کاش در آن حصنِ حصینش یا رب برسانم به نجف دغدغه دارم کم بوسه زدم نوبت آخر به زمینش!..
گفتم ای دل نروی خار شوی،زار شوی بر سرِ آن دار شوی بی بر و بی بار شوی نکند دام نهد خام شوی، رام شوی نپری جَلد شوی بی پر و بی بال شوی نکند جام دهد، کام دهد از لب خود وام دهد در برِتو ساز زند رقص کند کافر و بی عار شوی نکند مست شوی، نیست شوی فارغ از این هست شوی بعد از آن کور شوی کر بشوی، شاعر و بیمار شوی نکند دل نکنی دل بکند بهر تو دل دل نکند برود در بر یار دگری صبح که بیدار شوی...
از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده‌ور شدم بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم او را خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ تو چه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
دستی بر دلم بکش و آن را جلا بده...
پس از کُشتن چه حاصل گریه کردن بر سر خاکم؟ که بی حاصل بُوَد ابری که بی هنگام می بارد...