کنجِخلوت...!
حال مرا مپرس که من ناخوشم، بدم این روزها به تلخزبانی زبانزدم #سجاد_سامانی
حال من خوب است ؛
اما خوب را معنا نکن ! ...
این همه آتش خدایا شعلهاش از گورِ کیست؟!
شهوت این بینمازان نشئه انگورِ کیست؟
پنج استادِ حقیقت حرفشان با ما یکیست
راستی در پشتِ این دستورها دستورِ کیست؟!
اینکه خضرش خواندهاید اسکندرمقدونی است
آنکه دریایش لقب دادید چشمِ شورِ کیست؟!
دستِ این پاسوربازان هرکه دل را داد، باخت
دوستان چشم شما در انتظار سورِ کیست؟!
بعد طوفان جز کفی در سینهی امواج نیست
شاهماهیهای این دریا ببین در تورِ کیست؟!
تاوانِ عمرِ رفتهی ما را که میدهد؟
فردا جوابِ حسرتِ ما را که میدهد؟!
#اسیر_شهرستانی
خبر داری چرا وقتی دل بی تاب میگیرد
سراغ از خاطرات دور اما، ناب میگیرد؟!
خبر داری چرا تا نیستی درخشکی محضم
ولی تا میرسی دور مرا گرداب میگیرد
مخاطب های شعرم در پی کشف تواند، آری
ببین ، هرکس برای دیگری، قلاب میگیرد
توجه کرده ای وقتی که میگویی خداحافظ
دلم، اندازه ی شبهای بی مهتاب میگیرد
همینکه پشت قاب پنجره می ایستی بامن
جهان زیباترین تصویرخود را قاب میگیرد !
#امید_صباغنو
تاوانِ عمرِ رفتهی ما را که میدهد؟
فردا جوابِ حسرتِ ما را که میدهد؟!
#اسیر_شهرستانی