eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
485 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
قدر صد سال دلم تنگ خراسان شده است شب عید است ولی بی سر و سامان شده است رخصت از اشک گرفت آخر و با عکس حرم غرق آغوش تماشایی سلطان شده است نوگل نجمه سرودی است که ایزد خوانده پر قنداقه ی او علت ایمان شده است صف انبوه ملائک به زمین دوخته شد آفتاب از قدم اوست که حیران شده است عشق بارید و زمین از اثرش گلشن شد جلوه ی مهر خدا قسمت ایران شده است من از این کنج دلم راهی مشهد شده ام از عنایات رضا معجزه آسان شده است رو سیاه آمدم و دل به ضریحش بستم گنبد زرد رضا ساحل طوفان شده است امشب از قافیه عشق چه سیراب شدم لطف حق شامل اندوه فراوان شده است...
جایی به غیر از خانهٔ امن شما نیست چتر امانی، بر سر ما بی‌پناهان در ساحل آرامشت پهلو گرفتند... دل‌های توفان‌دیدهٔ جمعی پریشان گنبد.. کبوتر.. اشتیاق روشن ابر.. حس زیارت‌نامه خواندن زیر باران قلبم هوایی می‌شود پر می‌کشد باز با شوق معصومانه‌ای سمت خراسان. 📚دوشنبه‌های کوهی،
تنهایی ام هزار برابر شد او مرا بین هزار خاطره تنها گذاشته است
•• ز دل بریدن و دل بستن به یک طرف متمایل شو که آنچه من ز تو می‌بینم؛ نه اشتیاق نه بیزاری‌ست
رفتیم پای چاه، عزیز کسی شویم   نوبت به ما رسید، برادر تمام شد...
دلواپسم که بر لبت امروز نام کیست گوشَت به نغمه‌ی که و چشمت به جام کیست تصویر شاه‌بیت درخشان چشم تو ای عشق! مطلع غزل ناتمام کیست گودال آب و عکس تو ای ماه! ای دریغ! زیبایی حلال تو امشب حرام کیست من بوی گل شنیده‌ام از باد هرزه‌گرد جز من شمیم پیرهنت در مشام کیست من آه، من ملال، من افسوس، من دریغ از دیگران بپرس که دنیا به کام کیست 📚وجود_هرزه گرد
أ هو مطر؟ أم هو قلبک الباکی..؟ تو که چون برق بخندی چه غمت دارد از آنک من چنان زار بگریم که به باران ماند
مانند رود از پیشِ چشمانم گذر کرد قابل نمی‌دانست عشق اینجا بماند... پشتِ سرِ هر قطره-اشکم داستانی‌ست باید بگویم بشنوی... اما بماند....
ز خود جداشدگان پُرس درد تنهایی که هر که دور ز مردم فتاده تنها نیست
چه افتخار، "مَلَک" را اگر خطا نکند هنر؛ مقام توانستن و نخواستن است
زیاده خواهی ِ دل بود یاد ِ من باشی مرا که آینه ها هم نمی شناسندم...
تنهایی‌ام پر است از احساس بودنت خالی‌ست دست شاعری‌ام از سرودنت