کنجِخلوت...!
زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند تنم، عمر حسابش کردم:)
شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن تُرکِ خَطا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزلِ مردمِ بیگانه چو شد خانهٔ چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرحِ داغِ دلِ پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرقِ خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانهٔ شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد
بر سر آتشِ جورِ تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کَنْد تنم، عمر حسابش کردم
#فرخییزدی
آسمان قسمت ما بود کہ بےبال شدیم
دل بہ فࢪیاد سپردیم ولے لال شدیم
ما بہ این حنجره گفتیم کہ لب وا نکند
عاقبت پاے سکوت دلمان چال شدیم!
Reza narimaniReza narimani - didi har jori ke bod - 128 - musicsweb.ir.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
کربلـات درده و درمونِ دلِ دیوونهامِ...
کنجِخلوت...!
این روزا خیلیا از رفتنِ عزیزهای زندگیشون میگن.. ولی شده تا حالا کسی بیاد تو زندگیت و برات عزیز بشه؟!
به دست آنکه نوازش شدیم تیغ افتاد ...
برون نمی رود از خاطرَم،
خیالِ وصالت
اگر چه نیست وصالی،
ولی خوشم به خیالَت . . .(: