کنجِخلوت...!
من پر از شعر غمم میل دلت نیست، نخوان...!
من که شعرم همه درد است چرا میخوانی؟!
نَکُنَد حالِ غم انگیزِ دلم مایه خوشحالیِ توست...!
عمـــری دِگـر بِـبایَد بعد از وفــات ما را
کاین عمر طینمودیم اندر امیدواری!
#سعدی
عشق یک شیشهی انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مستترت خواهد کرد
#امیر_سهرابی
انار آرزوهایم به خاک حسرت افتاده ست
ندارم چاره ای دیگر به غیر خون دل خوردن
#احسان_انصاری
درونِ سینه دلی خسته از دویدن بود
که در هوایِ وصالِ تو از نفس افتاد
#محمد_عزیزی
هرکس ز باده ای بشود مستِ مستِ مست
من باده می شوم به نوایِ حسن حسن . .
« علیہ السلام »
بر زبان دارم شب هجران پیِ تسکین دل
گفت و گوهایی که روز وصل با من کرده ای...
#عبدی_خراسانی