هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
✅درباره اردشیر زاهدی و رائفی پور و ....
می پرسند نظرت درباره فلانی چیست؟
به نظرم رسید مهمتر از هرنظری ملاک هاست. این و آن میآیند و میروند اما ما به یک نظام تحلیلی برای رفتارشناسی نیاز داریم.
🔸آدم ها راچطور تحلیل کنیم؟
ملاک اصلی در تحلیل رفتارها باید متکی به جهت گیری کلان فرد باشد. جهت گیری نیز در 3 محور است.
اول اسلام و اهل بیت. دوم انقلاب اسلامی با تاکید بر 2 ارزش معنویت و عدالت. سوم نیز ولایت فقیه؛ هم در نظر و هم در مصداق و هم در بدنه متصل و اجتماعی ولایت که جامعه متدین و انقلابی اند.
دقت کنیم که جهت گیری صحیح باید هر سه محور را همزمان و توامان دارا باشد.
توجه کنیم که این شاخص آدم ها را طیفی تحلیل می کند نه صفر و یکی. یا همه یا هیچ درمورد انسان به حکم انسان بودن نادرست است. هرمیزان در این جهت گیری راسخ تر باشند بیشتر مورد اعتمادند.
🔸به چنین فردی باید حسن ظن داشت. چنین فردی اگر هم اشتباه داشت، خطایش را باید نقد کرد ولی نباید اصل نقد و سبک نقد منجر به حذف شود چون جهتگیری اصلی صحیح است. مثل ماشینی که به سمت مقصد حرکت می کند و اگر در بین راه پنچر شود تعمیر و مجدد براه میافتد.
🔸اما اگر کسی این جهت گیری کلان را نداشت...
چنین فردی اولا مورد حسن ظن نیست. مقدس ترین شعارها را هم بدهد باید با تردید مورد پذیرش قرار گیرد. یعنی چی دقیقا؟
بهترین حرف ها و رفتارها باید در مقیاس نقشه کلان فرد تحلیل شود. برخی وقت ها یک نفر از امام حسین می گوید ولی نقشه شیعه انگلیسی را تکمیل می کند. دیگری از امام زمان دم می زند امام نقشه کلانش انجمن حجتیه است. دیگری از عدالت حرف می زند اما ابر نقشه اش چپ و مارکسیسم است.
🔸خب؟ یعنی اگرحرف خوبی زدند رها کنیم؟ خیر. اگر هر شعار مقدسی را بتوانیم فارغ از گوینده و نقشه کلانش استفاده کنیم خوب است. در غیر اینصورت شعاری که منجر به میدان داری فرد شود، هرچقدر هم مقدس باشد نقشه باطل را تکمیل می کند.
اگر بی بی سی حرفی به نفع انقلاب بزند، خوب است. ولی اگر همین حرف کمک کند مشروعیت پیدا کند باطل است
🔸در نهایت؛
توجه کنیم گرفتار سلبریتی زدگی نشویم. خیلی از ما با سلبریتی های هنری و ورزشی مشکل داریم، اما در عرصه سیاست و رسانه همچنان سلبریتی زده ایم. کلا پرهیز کنیم از بت سازی و بت پرستی. هروقت احساس کردیم مقابل یک فرد ویک فکر و یک جریان منفعلیم و رویکرد انتقادی و عقلانی نداریم نگران شویم.
این تحلیل کلی؛ پر کردن نقطه چین مصداق ها با خودتان.
پ.ن: کنار هم گذاشتن اسم ها در تیتر صرفا از جهت توجه دادن به شبهات اخیر این روزهاست
@mahdian_mohsen
هر موجودی یک بار متولد میشود اما انسان بعد از اینکه یک بار از مادر متولد شد، باید یک دیگر خودش، خودش را بزایاند و تولد ثانی داشته باشد. #تولد_ثانی به دست که انجام میشود؟ به دست #معلم.
#سقراط گفت: «من ماما هستم» اتفاقا مادر سقراط هم ماما بوده است. حالا مادرش ماما بوده خوب این طبیعی است، اما خودش را هم گفت که ماما هستم. فیلسوف بود ولی میگفت من ماما هستم. یعنی چه ماما؟ یعنی آدمها را دوباره یک تولدی میدهد. با #فرهنگ و #علم دوباره متولد میشوند. با تعلیمات من دوباره متولد میشوند. این تولد ثانی است. حدیث هم داریم در مسیحیت، این حدیث خیلی معتبر است.
. (لن یلج ملکوت السموات من لم یولد مرّتین)
به ملکوت آسمانها دست نیابد مگر آن کس دو بار تولد یابد.
#استاد خوب، بسیار اهمیت دارد. یک کسی که ادعا می کند که فیزیک دان خوبی هستم ولی جای خوبی درس نخونده و استاد ندیده من که باورم نمی شود. در علوم تجربی شاید بتواند بگوید که چیزهایی یاد گرفتم، چون آزمایشگاه بهش نشون داده است. وا مصیبت به علوم انسانی که آزمایشگاه ندارد. حالا اگر استاد ناتوان بود و یک دانشی را انتقال داد، به این راحتی که نمی شود از اذهان آن را پاک کرد. دانشجو هیچ نخواند بهتر از آن است که غلط بخواند. در علوم انسانی منظورم است. علوم تجربی را من واردش نمی شود. آزمایشگاه به او یاد میدهد.
.
.
#عرفان#حکمت#حکمت_دینانی #فلسفه#دینانی #دکتر_دینانی #دکتردینانی #روزمعلم#مطهری
https://eitaa.com/koocheh
.
قسمت اول
.
به بهانه پیام امام جامعه به مناسبت روز معلم تصمیم گرفتم با مد نظر قراردادن بخشی از این پیام سلسله مباحثی را آماده کنم و با شما عزیزان به اشتراک بذارم. اما قبل از شروع بحث میخوام چند مسئله رو مطرح کنم تا به صورت مسئله محور به سراغ بحث بریم:
چرا معمولا فرار مغزها اتفاق میافته؟
چرا کشورهای غربی در ظاهر به پیشرفتهای تکنولوژیکی دست پیدا کردند؟
چرا یک نخبه به راحتی حاضر میشه به آمریکا بره و به مملکت خودش پشت کنه؟
و چراهایی از این قبیل...
مدتی پیش کتابی رو مطالعه میکردم که به نقل از یکی از همین نخبگانی که برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی برق به کانادا رفته بود نوشته بود:« وقتی به اونجا رفتم و در احوال همکلاسهام دقت کردم که ظاهرا جزو نوابغ درجه یک دنیا بودند، دیدم همه اونها افغانی، ایرانی، پاکستانی یا هندی و ...هستند و این سوال برام پیش اومد که پس نابغههای انگلیسی و آمریکایی و اسرائیلی کجان؟»
.
پاسخ به این سوال نیاز به فکر کردن زیادی نداره. غرب برای اینکه بتونه منابع انسانی و طبیعی جهان رو مدیریت کنه و کشورهای دیگه رو به استعمار خودش دربیاره لازم داره که در ابتدا افکار رو مستعمره خودش کنه، بنابراین نوابغ خودش رو به سراغ تحصیل در رشتههایی میفرسته که به شاهرگ حیاتی بشر مربوط هستند. علومی که حکم ویندوز رو دارند و تمام منابع نرم افزاری( ذهن انسانها) و سخت افزاری( منابع کشورها) تحت اونها قابلیت اجرا پیدا میکنند.
.
بله نابغه های اونها در علوم انسانی مثل فلسفه، حقوق، مدیریت، جامعه شناسی و امثالهم درس میخونند با جهان بینی الحادی و امانیسمی خودشون.
رشتههایی که ارزشی برابر با ارزش انسان دارند و اصلا موضوع اونها سعادت انسان و جامعه هست. علومی که علوم دیگهای چون مهندسی و پزشکی ابزار اجرایی محسوب میشند براش.
.
برای همین در کشورهای جهان سوم ارزش این علوم جابجا شدند و علوم انسانی خوار و خفیف شدند و تازه کسانی هم که به این رشته ها اقبال پیدا میکنند باید مطالبی رو بخونند که با جهان بینی غربی تدوین و اماده شده است.
پس این اقدام نخبگان که دست به مهاجرت میزنند ارتباط مستقیم با جهان بینی فرد داره و اینکه نگاهش به زندگی و جهان پیرامونش چگونه نگاهی است. چگونگی شکلگیری این نگاه به مبانی اعتقادی فرد بستگی داره و کسانی که بیانگذار این مبانی هستند. در وهله اول نطفه این اعتقادات در درون خانواده به عنوان مهمترین و کوچکترین واحد اجتماعی بسته میشه و در قدم بعدی بار آن بر دوش معلمان جامعه است.
امام خمینی در شرح حدیث جنود عقل و جهل در این رابطه میفرمایند:« انتخاب معلم متدین خوش عقیده خوش اخلاق، مدرسه و معلم خانه مناسب دینی اخلاقی مهذب، در تربیت ابتدایی طفل دخالت تام تمام دارد. چه بسا نقشه سعادت و شقاوت طفل در این مرحله، ریخته شود و تزریقات معلمین، یا شفای امراض و یا سم قاتل است که عهده دار آن پدر است.»
ادامه دارد.....
https://eitaa.com/koocheh
.
معتقدم برای شناختن کسی ابتدا باید زمانهاش را شناخت. از رهگذر همین اعتقاد است که برای شناخت حضرت خدیجه (س) باید زمانهای را شناخت که در آن زمانه زیست و پاک ماند.
وقتی شهر مکه از دست فرزندان اسماعیل (ع )خارج شد و گروهی از عربها شهر مکه را در اختیار گرفتند، قواعد زیارت کعبه درهم ریخت. جهل عود کرد و بدویت رخ نمود.
جاهلان خود را خادمان کعبه خواندند و قوانین وضع کردند.
رسم بر این شد تا هرکس به مکه میآید و قصد زیارت کعبه را دارد باید از آنها لباس بخرد و حق ندارد با لباسهای خودش طواف کند. اگر هم تمکن مالی ندارد باید عریان طواف کند.فرقی هم نمیکرد زن باشد یا مرد. اینگونه با نقاب دین مردم را چپاول میکردند و سکه روی سکه میانباشتند.
عدهای دیگر طواف میکردند و به جای ذکر بر لب کف میزدند و سوت میکشیدند. تازه این عبادت را نه برای خدا که در برابر بتهایی دست ساخته انجام میدادند.
رسمی که یادگار ابن لحی از سفرش به شام بود. بتهایی را دید،الگو گرفت و ساخت. بتپرستی را مد کرد تا با آن مردم جاهل را سرکیسه کند. .
اما این تنها مد نبود. خانههایی وجود داشت که بر بامشان پرچمهایی افراشته بودند تا علامتی باشد برای روسپیخانهها.
.
پرچمهایی که مردان زنباره را راهی خانه زنانی میکرد که آنها را به خود فرا میخواندند و تازه طعام هم میدادند.
اصلا پدر ابوبکر و پدربزرگ عایشه سربند کار کردن در همین خانهها معروف شد به ابی قحافه. او قحافه (کاسه چوبی) را پر از غذای چرب و نرم میکرد برای تامین قوای مردان زناکار.. یکی از این زنان «حمامه» بود. زنی زیبا که مشتریان زیادی داشت؛ مادربزرگ معاویه.
روسپیخانههایی که مجوز فعالیت از رهبران شهر داشتند.
در بین اینهمه خانههای فساد و دروغ و شرک ، خیمهای برپاست که صاحبش معروف است به طاهره که در لغت عرب یعنی پاکدامن.
الماسی که در دل سیاهیهای جهالت میدرخشید و با وجود ثروت بی بدیلی که داشت ذرهای هوسرانی نکرد. جز خدا را نپرستید و جز رضایش را طلب نکرد.
آیت الله جوادی آملی :
همانطوري كه وجود گرامي رسول اكرم(ص) قبل از نزول اسلام و قرآن به امانت معروف بود، خديجه(س) هم قبل از اسلام به طهارت معروف بود، ميگفتند «بانوي طاهره» آن طاهره همتاي اين امين شد و اين امين همسر آن طاهره شد و آن اموال در راه اسلام صرف شد و خدا اين صرف را پذيرفت و به رسولش فرمود: ﴿وَ وَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَي﴾ يعني تو را بينياز كرد؛ يعني مال خديجه(س) مال خداست. كار خديجه(س) مقبول الهي است.
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها#ام_المومنین
#همسر_پیامبر
https://eitaa.com/koocheh
aynaammar
. قسمت اول . به بهانه پیام امام جامعه به مناسبت روز معلم تصمیم گرفتم با مد نظر قراردادن بخشی از این
.
قسمت دوم
.
معلمان و اساتید دانشگاه غالبا در محیط آموزشی تربیت شده و سپس می بایست تدریس کنند که متأسفانه خود آن سیستم درگیر نگاه حداقلی به کاربرد علوم انسانی در جامعه است.
نگاهی که هنوز به درستی اهمیت این علوم رو درک نکرده و باعث شده علی رغم تلاش های صورت گرفته بعد از حدود چهار دهه از انقلاب در بحث علوم انسانی با چالش روبرو باشیم.
.
یکی از عوامل و شاید مهمترین عامل این مسئله به باور جمعی مسؤولان و اصحاب قدرت بر می گرده که هنوز معتقد نیستند در این زمینه دچار خودباختگی و عقبماندگی هستیم.
علوم انسانی به قدری حائز اهمیته که در جبران عقبماندگیهای حوزه سخت افزاری کشور هم نقش داره.
تنها کسی که به طور جدی دغدغه بازخوانی و تحول و بومی سازی در این علوم را دارد رهبر انقلاب است؛ ایشان میفرمایند:«بسیاری از حوادث دنیا حتّی در زمینه های اقتصادی و سیاسی و غیره، محکومِ نظرات صاحبنظران در علوم انسانی است؛ در جامعه شناسی، در روان شناسی، در فلسفه؛ آنها هستند که شاخصها را مشخص میکنند »
جالبه بدونید یهود تنها 4 درصد از جمعیت آمریکا را تشکیل میدهد، اما هفتاد درصد وکلا و حقوقدانان، 69 درصد دکترها و 77 درصد تجار این کشور، یهودی و طبق آمار تنها 2 درصد از یهودیان آمریکا تکنسین یا مهندس هستند.
ورود نخبه های اونها به رشتههای زیربنایی و کمبود نیرو در رشتههای روبنایی سبب شد تا همچون گذشته به جذب نیرو از کشورهایی روی آورند که به نوعی مستعمره اونها محسوب می شدند. اگر در گذشته به برده های آفریقایی نیاز داشتند تا برای کارهای سخت بدنی به آمریکا آورده شوند، این بار نیاز به برده نابغه بود تا بتواند برای اونها ماهواره، موشک و تجهیزات پزشکی بسازه.
برده دیروز را اگر با زور سوار بر کشتی می کردند و میبردند، امروز با انواع المپیادهای ریاضی، زیست، شیمی و ...شناسایی میکنند و میبرند.
.
فارغ از نقش علوم انسانی در این خودباختگی، وقتی در یک کشوراستعمار زده صنعت به صورت مونتاژی در آید و یک نخبه، علمی را که آموخته عملاً بدون کاربرد ببیند و از ایدئولوژی قوی هم برخوردار نباشد به صرافت پذیرش از دانشگاه های غرب می افتد.
ادامه دارد..... #علوم_انسانی
#معلم
#پیشرفت#جهان_بینی#خودباوری
https://eitaa.com/koocheh
🖊چرا پاکستان و مصر قدرت نظامی هستند، اما رتبه اقتصادی نازلی دارند؟
▫️آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان، ژاپن، چین و هند که جزو ۱۰ قدرت برتر اقتصادی جهان هستند، جزو ۱۰ قدرت برتر نظامی جهان نیز هستند، اما چرا امثال مصر، پاکستان و روسیه با وجود قدرتمندی نظامی، از نظر اقتصادی عقب ماندهاند. پاسخ این چرایی را باید در خطایی جست که این کشورها در روابط اقتصادی خارجی خود مرتکب شدند و همان خطا، امروز بهعنوان نسخه شفابخش اقتصاد ایران توسط طیف فکری متبوع آقای امینزاده تجویز میشود: ادغام در نظم اقتصادی بینالمللی که توسط امریکا و شرکایش پایهگذاری شده است.
▪️پاکستان از ۳۰ جولای ۱۹۴۸ و مصر از ۹ می ۱۹۷۰ به موافقتنامه عمومی تعرفه تجارت (GATT) پیوستند، دروازههای خود را به روی کالاهای خارجی گشودند و متعهد شدند از تولید داخلی حمایت نکنند.
▫️وقتی در سال ۱۹۹۵ نیز که سازمان تجارت جهانی تأسیس و جایگزین GATT شد، هر دو در همان سال نخست به عضویت WTO درآمدند. نگارنده در فصل سوم کتاب «دولت و بازار: الگویی پویا برای روابط متقابل» نشان داده است که کشورهای غربی چگونه با حمایت از تولید داخلی به بام پیشرفت رسیدند و با تأسیس نهادهایی مانند GATT و WTO، اجازه حمایت از تولید داخلی را به کشوری، چون مصر که تا ۱۹۲۲ تحتالحمایه انگلیس بود و تازه از یوغ استعمار و استثمار رهایی یافته بود، ندادند، لذا اشتباه نباید کرد. نه امریکا، انگلیس و آلمان برای پیشرفت اقتصادی، هزینه در امور نظامی را حذف کردند و نه علت عقبماندگی مصر و پاکستان، هزینه در تسلیحات به جای اقتصاد است.
▫️از قضا میان هزینه نظامی و پیشرفت کشورهای پیشرفته امروزی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. چه، قدرت نظامی از دو جهت مولد قدرت اقتصادی است. نخست از این جهت که بدون امنیت، پیشرفت ممکن نیست (و چه زیبا فرمود آن پیر حکیم که داشتن امنیت، مستلزم داشتن «عزت» است و اینک میتوان دید که این شورش علیه امنیت، از سوی کسانی صورت میگیرد که نشان دادهاند قائل به عزت ملی نیستند)؛ و جهت دوم اینکه، بسیاری از فناوریهایی که اهرم پیشرفت امثال امریکا شدهاند، از پروژههای نظامی به حوزههای تجاری سرریز کردهاند. میکروچیپهایی که برای پردازش حجم وسیعی از اطلاعات و ذخیره اطلاعات در کامپیوترها و گوشیهای شخصی تولید شده توسط شرکت اپل استفاده میشود، در واقع محصول برنامههای فضایی و نظامی امریکا هستند که در حوزه ارتباطات تجاریسازی شدهاند.
▪️زیربنای تکنولوژیهای اینترنت توسط سازمان پروژههای تحقیقاتی پیشرفته (دارپا) در وزارت دفاع امریکا ایجاد شد.
🔸برشی از مقاله استراتژی بیشینه سازی قدرت
@syjebraily
(36) 85-07-20.mp3
14.92M
سخنرانی آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
پیرامون شب 19 ماه مبارک رمضان و شب قدر
امشب چه باید کرد...
اگه نمیتونید کامل گوش کنید از دقیقه 20 به بعد را کامل گوش کنید.
5.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
خدایا خودت فرمودی
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ
ﭘﺲ ﺑﺮ ﻳﺘﻴﻢ ﺗﻨﺪﻱ ﻣﻜﻦ ﻭ ﺧﻮﺍﺭﺵ ﻣﺴﺎﺯ!
.
ما هم توی این شبها غم غربت، غم بی پدری و یتیمی رو به نزد تو آوردیم، با ما قهر مکن و خوارمون نخواه.
التماس دعا
#شب_قدر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺آیت الله محمدمهدی میرباقری
🔹واقعا این خبری که درباره کرونا میگویند دروغ است؛ این خبر اینقدر بزرگ نیست. خطر هست ولی اینجوری نیست که اینها میگویند. به مردم دروغ میگویند. سیاست تنظیم خبری، توطئهای پشتاش است.
https://eitaa.com/koocheh
🔆صفحه اول🔆
✅ _ «همه با هم #دعای_سلامتی_امام_زمان را زمزمه میکنیم: اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن....»
این جمله را شاید سالهاست توی مساجد و هیأتها میشنویم و با آن همراهی میکنیم. اما من سالهاست (یا به تعبیر دقیقتر از موقعی که «حاجآقا» بحثگفتن درباره شب #قدر را شروع کرد) وقتی این جمله را میشنوم، با سوال و اشکال از خودم میپرسم «دعای سلامتی؟!؟» و شروع میکنم:
✅ یک. روایات معصومین که همچین اسمی روی این دعا نگذاشتهاند. پس میشود این نامگذاری را نقد کرد.
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
✅ دو. خصوصن وقتی این نامگذاری را با مضمون دعا مقایسه کنیم. مضمون دعا به طور خلاصه این است: خدایا لطفا شش تا کار برای امامزمان ما بکن: «سرپرست» و «نگهدار» و «راهبر» و «یاریکننده» و «راهنما» و «چشمِ»او باش. معلوم است که از بین این شش خواسته، فقط «حافظاً» یا همان «نگهدار» است که با مفهوم «سلامتی» تناسب دارد. یعنی نامگذاری دعا به «دعای سلامتی» با بخش اعظم دعا یعنی پنجتا وصف دیگر سازگار نیست.
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
✅ سه. پس چکار کنیم؟ واقعا مضمون و معنای این دعا چیست؟ بنظرم باید به اصل منابعی مراجعه کرد که دعا را نقل کردهاند. مثلا «کافی شریف» که میگوید این دعا اساساً از اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک است و در شب قدر در هر حالتی باید تکرار شود؛ چه ایستاده، چه نشسته و چه در سجده. باید تکرار شود «و تکرّر فی لیله ثلاث و عشرین من شهر #رمضان هذا الدعاء ساجداً و قائماً و قاعداً و علی کل حال»
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
✅ چهار. خب #شب_قدر چه خبر است که باید در آن، این شش خواسته را برای #امام_زمان داشته باشیم؟ خیلی خلاصه میشود از روایات برداشت کرد که در شب «قدر»، «اندازه»ی همه چیز معیّن میشود و این «اندازهی همه چیز» شامل «اندازهی دستگاه طغیان» هم میشود. لذا فرمود «یا من قدّر الخیر و الشرّ» یا فرمود «یقدّر فی لیله القدر کل شیء... خیر و شر و طاعه و معصیه» معلوم است که مقدر شدن ِ اندازهی شر و معصیت فقط به گناه چند تا لات و الواط محدود نمیشود. چون شأن خدا «مدیریت عالَم» است و آنهایی که مدیر عالَم هستند، به اندازههای خیلی بزرگتری هم توجه میکنند: «اندازهی امتها، اندازهی حکومتها، اندازهی تمدنها». خصوصن این که خدا تصمیم گرفته «دار اختیار» درست کند و گرچه به گناه و طغیان راضی نیست، اما به امت و حاکمیت و تمدن ِ «کفر و نفاق» هم اجازه حیات و تحرک داده و در قرآنش کلی از «ملأ» و «طواغیت» و «ائمه کفر» و «مستکبرین» و «اکابر مجرمین» و «مترفین» صحبت کرده و اختیار آنها را در راه دنیاپرستی و هجمه به دستگاه ایمان، مطلقاً صفر نکرده و گفته «کلاً نُمدّ هولاء و هولاء... هر دو دستگاه را امداد میکنیم» حالا چقدر از خواستههای دستگاه طغیان، مقدّر میشوند و چه قدر و اندازهای برای شرارت آنها تعیین میشود؟ طبعاً بستگی دارد به قدر و اندازهی همّت و خواست مومنین برای دفاع از دستگاه توحید و خداپرستی...
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
ادامه ⏮
@hoseiniyehandisheh
@msnote
هدایت شده از حسینیه اندیشه و جبهه مقاومت
🔆صفحه دوم🔆
✅ پنج. #شب_قدر خدا نگاه میکند به اندازه همت و خواست مومنین برای دفاع از امامشان. هر چقدر حاضر به فداکاری باشند که الحمدلله. اما هر جا را پوشش ندهند، دستگاه تولید شرور و مهندسان طغیان که کارشان را تعطیل نکردهاند و تدابیر وحشتناکی دارند که نتیجهاش را خدا حکایت کرده: «و زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا متی نصرالله... و به تکان درآمدند و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر خدا و مومنین گفتند یاری خدا کی خواهد بود؟» . پس خدا با حکمتش _ بدون اینکه راضی باشد _ سطحی از توان و قدرت را برایشان مقدّر میکند و بعد فرشتگان هستند که _ به گمان من با سرافکندگی _ این تقدیر پُردرد را به محضر صاحب #شب_قدر میبرند و برنامه پر از بلای سال آینده را به امامزمان تحویل میدهند تا به آن رضایت بدهد و مثل همه انبیا و اوصیا به استقبال بلا برود و با یقین به حکمت خدا، به تنهایی به امواج خون و آتش و مصیبت بزند تا با این حلم، مومنین به تدریج بیدار شوند و با این تحمل، تاریخ آهستهآهسته تکامل پیدا کند. انگار کن که به کسی بگویند: بفرمایید وارد این اتاقی شوید که پر از افعی و عقرب و گرگ است که همگی با هم آمادهاند به شما حمله کنند یا زهر خود را به پیکرتان بریزند... زهرهایی در مقیاس #جوامع و #حاکمیت_ها و #تمدن_ها... پر از زخم و جراحت و ابتلا... اگر کسی #شب_قدر و معنای تعیین مقدرات را بفهمد و همچین صحنهای را ببیند، باید هم به خدا بگوید به داد ولیّت برس و در این معرکهی غوطهور در بلا سرپرست و نگهدار و راهبر و یاریگر و راهنما و چشمش باش... و قبل از همه اینها به این فکر کند که من در همکاری با بقیه مومنین جلوی کدام یک از این افعیها و عقربها و گرگها را میتوانم بگیرم...
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
✅ شش. مثلا؟ مثل سالی که غفلت شیعهی عراق در مقابل کفار حربی ِ لانهکرده در کشورشان، دشمن را طوری امیدوار کرد که منافقین تکفیری هم به آنها طمع کنند و خواست و تدبیرشان، حمله به عرض و ارض و ناموس و مال شیعه شود. خدا در آن #شب_قدر، هر چه نگاه کرده بود خواست و هوشیاری و توان دفاع را در جامعه مومن ندیده بود و ملائکه «کل امر» را فرستاده بود تا امامزمان را در جریان همه خونهایی که قرار است بریزد و همه ناموسهایی که قرار است هتک شود، بگذارند... و فشار همه این مصیبتها قبل از همه، به قلب او وارد شده بود... شاید به خاطر همینها بوده که امام عسکری به شیعیانش یاد داده تا این طور برای پسرش دعا کنند: «رُدّ عنه من سهام المکائد ما یوجّهه اهل الشنئان الیه و الی شرکائه فی امره و معاونیه علی طاعه ربه... تیرهای حیلهای را که دشمنانش به سوی او میاندازند، از او دور کن؛ از او و از کسانی که شریک کار او هستند و او را در طاعت خدا کمک میکنند...»
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
#شب_قدر شبی است که به دلیل سستی و ضعف امثال من و شدت حرص و همت دشمنان به دنیایشان، میشود شب بارش تیرهای زهرآگین و باران بلا و امواج مصیبت بر حضرت ولیعصر و نائب عام او که معاون و شریکش در دفاع از پرستش خدای متعال است. پس حداقل این است که در این معرکه پر از زخم همدردی کنیم با صاحب این دردها و برای اینکه وانمود کنیم که ما هم چیزی از واقعیت سرمان میشود، از خدا برای نمایندهاش کمک بخواهیم...:
_ «همه با هم دعای همدردی با امامزمان را زمزمه میکنیم: اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن....»
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
زمزمه. البته بعضیها هم هستند که فقط به دعا اکتفا نمیکنند و میشوند مثل «عمرو بن قرظه انصاری» که «کَانَ لَا يَأْتِي إِلَى الْحُسَيْنِ سَهْمٌ إِلَّا اتَّقَاهُ بِيَدِهِ وَ لَا سَيْفٌ إِلَّا تَلَقَّاهُ بِمُهْجَتِهِ ... هیچ تیر و شمشیری به سوی حسین نمیآمد مگر اینکه خودش را جلوی آنها میانداخت که ضربهای به حسین وارد نشود... تا از شدت جراحتها به زمین افتاد. شاید باز هم شک داشت که کارش را کرده یا نه... و پرسید: «یا بن رسول الله... أ وفیتُ؟... ای پسر رسول خدا... آیا وفا کردم؟»
🔅🔆🔸🔶🔸🔆🔅
آقا جان! ....
ادامه ⏮
@hoseiniyehandisheh
@msnote