دفترچه خاطرات ☁🤍✨
حانیه خانم زیارت قبول 🤲🏻 التماس دعا فراوان 🌹
چشم محتاجیم به دعا ! 🫠
دفترچه خاطرات ☁🤍✨
میخوام با خواهرم ببرمتون یه جایی...😌 #روزمرگی
راستی یک چیزی رو یادم رفت بهتون بگم...
ما راستش یک اتاق تو هتل گرفته بودیم
و قرار بود که اتاقمون رو پنجشنبه ظهر بهمون تحویل بدن ولی ما برای اینکه یک روز زودتر مشهد بمونیم و یک روز زود تر پیش امام رضا جانمون باشیم
زودتر اومدیم و در خونه ی یکی از دوستای بابام امروز رو موندیم و از فردا انشاءالله قراره بریم هتل 🙃🚶
امروز تولد خواهرم بود 🙃
البته امروز که نه....
راستش تولد خواهرم ۴ مرداده ولی از اونجایی که تولدش تو محرم بود تصمیم گرفتیم که تو هتل کیک بخریم و سوپرایزش کنیم ❤️
اینم بگم که تولد خواهر کوچکترم هم ۲۵ خرداد بود که اونم با تولد خواهرم یکی گرفتیم و همزمان هر دوتاشون رو خوشحال کردیم 😌
و کلا امروز به هممون خیلی خوش گذشت و روز به یاد ماندنی بود...🌷
دفترچه خاطرات ☁🤍✨
امروز تولد خواهرم بود 🙃 البته امروز که نه.... راستش تولد خواهرم ۴ مرداده ولی از اونجایی که تولدش تو
داستان سورپرایز کردن خواهرم اینطوری بود که ...
ما توی آلاچیق حیاط هتلمون نشسته بودیم که باهم دیگه صحبت کنیم و با مامانم و بابام تصمیم گرفتیم که یک کیک کوچیکی بگیریم و خواهرم رو سورپرایز کنیم و خوشحالش کنیم
(کادوش رو هم از قبل گرفته بودیم)
هیچی دیگه ما نشستیم و بابام رفت کیک رو خرید و برد گذاشت توی اتاقمون
بعد اومد پیش ما و بعد مامانم به بهونه خوراکی آوردن از اتاقمون رفت بالا و ماهم تو حیاط موندیم ....
بعد بابام به خواهرم گفت که مامانم برای آوردن وسایل به کمک نیاز داره و همگی رفتیم بالا سمت اتاق
و در خونه رو زدیم و خواهرم رو با یک کیک کوچیک و برقای خاموش خوشحالش کردیم 🙃🫠
جاتون خالی بود !
حدود ساعت ۹ شب رفتیم کافی نت هتلمون و PS5 و ایرهاکی بازی کردیم
خعلیییییییییییییی حال داد ! 🎀🥰