دفترچه خاطرات ☁🤍✨
امروز تولد خواهرم بود 🙃 البته امروز که نه.... راستش تولد خواهرم ۴ مرداده ولی از اونجایی که تولدش تو
داستان سورپرایز کردن خواهرم اینطوری بود که ...
ما توی آلاچیق حیاط هتلمون نشسته بودیم که باهم دیگه صحبت کنیم و با مامانم و بابام تصمیم گرفتیم که یک کیک کوچیکی بگیریم و خواهرم رو سورپرایز کنیم و خوشحالش کنیم
(کادوش رو هم از قبل گرفته بودیم)
هیچی دیگه ما نشستیم و بابام رفت کیک رو خرید و برد گذاشت توی اتاقمون
بعد اومد پیش ما و بعد مامانم به بهونه خوراکی آوردن از اتاقمون رفت بالا و ماهم تو حیاط موندیم ....
بعد بابام به خواهرم گفت که مامانم برای آوردن وسایل به کمک نیاز داره و همگی رفتیم بالا سمت اتاق
و در خونه رو زدیم و خواهرم رو با یک کیک کوچیک و برقای خاموش خوشحالش کردیم 🙃🫠
جاتون خالی بود !
حدود ساعت ۹ شب رفتیم کافی نت هتلمون و PS5 و ایرهاکی بازی کردیم
خعلیییییییییییییی حال داد ! 🎀🥰