بعد مامانم میخواست بره بیرون کار داشت و چون هوا خیلی خیلی سرد بود به من گفت که مراقب آبجی کوچولوم باشم
منم رفتم بهترین کار رو کردم و خواهرم رو خوابوندم و خودم هم کنارش نمی دونم چرا ولی خوابم برد با اینکه تا لنگ ظهر خوابیده بودم 😂👏
بعد هم بیدار شدم و قرار شد که خانوادگی بریم هیئت مجلس ولادت آقا امام جواد (ع) 🥺✨🌱
🌘-شـبـتــون مہـدۅۍ🍃
🌘-نـفــسـتـون حیدࢪۍ🍃
🌘-ذڪࢪتــون یا عݪی🍃
🌘-مہـࢪتــۅن فـاطمۍ🍃
🌘-صݕࢪتـون زیـںْݕۍ🍃
🌘-قــلــبـتـۅن ࢪضایۍ🍃
🌘-عشقـتــون حسیںْۍ🍃
🌘غیࢪتـــتــون عݪـۅۍ🍃
🌘-شبتون متعالی🍃:)!