eitaa logo
« کُنِه »
139 دنبال‌کننده
90 عکس
72 ویدیو
0 فایل
“کُنه” : ذات و حقیقتِ درونی . تابوت مرا جای بلندی بگذارید تا باد برد سوی وطن بوی تنم را ...
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر کن ماه شعبان که میشه هر روز باید زنگ بزنی روزشو تبریک بگی بهش😍❤️
ما دورهامونُ زدیم در این دنیا؛ تڪیه به هرڪس خطاست جز ابالفضل العباس♥️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عیـد ابالفضلےهاش مبارک😍 یه عموےخوب و بامرام داریم اونم پسر ام البنینه الهی که عیدی از دستاش بگیرین🍃
😢آقای جمهوری اسلامی اینترنتارو وصل کن اینا دارن جای جلاد و شهید رو عوض میکنند...
امشب پاورقی تصاویری از شهید محمدرضا ایوبی نژاد رو نشون میده 🥲💔 ساعت ۷:۴۵
هدایت شده از پاورقی
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنامه امشب به یاد شهید محمدرضا ایوبی‌نژاد؛ شهید مدافع امنیت در اصفهان ⏰شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۹:۵۰ شبکه دو 📺 | @pavaraghi_tv2
آن گل که به روی صبح خندید تویی...
👀وحشتناک ترین خواب عمرمو دیدم و الان تو مراحل افسردگی پس از خوابم به سر میبرم...
خیلی طولانی بود😖 و به شدت ناراحت کننده رفته بودیم خرید لباس و ... گویا قبل عید بود همه بازارا شلوغ بود خریدامونو کردیم و برگشتیم سمت پارکینگ که سوار ماشین بشیم و بریم خونه که یهویی صدای توپ و تانک و ترکیدن اومد در عرض چند ثانیه آسمون تاریک و اروم شب تبدیل شد به یه آسمون کاملا روشن و پر سر و صدا انفجارهای متعدد تو آسمون اتفاق میفتاد همه مات و بهت زده بی حرکت ایستاده بودند و به آسمون نگاه میکردند که یهو صدای جیغ و فریاد بلند شد مردم عده ای ماتشون برده بود و بی حرکت سر جاشون ایستاده بودند عده ای هم وحشت زده از افرادی که داخل جمعیت بودند فرار میکردند همزمان با انفجارهای آسمون یه عده افراد مسلح با لباسای عجیب و غریب و چرک تو جمعیت پیدا میشدند که به سمت مردم شلیک میکردند گویا افغان بودند و لباسای محلی افغانستان رو پوشیده بودند لباس های گشاد طوریکه پارچه های بزرگ روی شانه انداخته بودند و دور خودشون پیچونده بودند حین دویدن برای اینکه به سمت میکائیل برم و پناهش بشم تا اسیبی بهش نرسه حس کردم پهلوم میسوزه کمتر از نیم ساعت این وضعیت وحشتناک ادامه داشت که یک دفعه آسمون آروم شد و گویا جنگ تموم شده بود خبرهای ضد و نقیض زیادی به گوش میرسید ولی مثل اینکه کشورمون تحت سلطه بیگانه ها در اومده بود حس وحشتناکی بود همه شیون میکردند و از اتفاقی که افتاده ناراحت بودند گریه میکردم و میگفتم پس موشکامون چی شد چرا استفاده نکردند رهبر کجاست تو اوج یاس و درماندگی سراغی از دو بازوی قدرت ایران عزیزمون میگرفتم حس فوق العاده وحشتناکی بود صحنه های به شدت غم انگیز 😔خداروشکر که خواب بود حتی تصورش هم وحشتناکه
الان بعد چند ساعت همچنان تپش قلب دارم و کلافه ام