37.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تولیدمحتوا
----------------------------------------
📽🎞کلیپ آشنایی باعالم فرزانه ومردالهی
مرحوم آیت الله مصباح یزدی
🖤🕯🖤🕯🖤🕯🖤🕯🖤🕯🖤
دبستان زنده یادحسن عبداللهی قزوین
مبلغ امین:علیخانی
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
داستان چادرنگینی🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒
فردا صبح، منصوره، آيه اي را که از مادرش ياد گرفته و حفظ کرده بود، در راه🍒 تکرار مي کرد تا براي دوستش نگين بخواند. زنگ اول که تمام شد، با نگين به🍒 حياط مدرسه رفت تا با هم خوراکي هايشان را بخورند. بعد رو به نگين کرد و گفت: «راستي! مامانم گفت که بهت بگم چادر بهترين حجابه و خدا هم تو قرآن🍒 گفته که زن ها بايد حجاب کنند. منم براي همين چادر مي پوشم.» بعد آيه ي ديروزي را از حفظ براي نگين خواند. نگين با تعجب به منصوره نگاه کرد و گفت: «تو تموم اين آيه رو ديروز حفظ کردي؟ تا حالا اين ايه را نشنيده بودم.» منصوره🍒 -در حالي که خودش را گرفته بود- گفت: «آره. اين که چيزي نيست. مادرم آيه هاي زيادي از قرآن رو حفظه. راستي نگفتي مي خواي چادر رو امتحان کني يا نه؟» نگين جواب داد: «راستش، منم ديروز به مامانم گفتم که چرا برام چادر نمي خره. مامانم گفت: «چادر جلوي دست و پات رو مي گيره!» منصوره يک دفعه🍒 خنده اش گرفت و گفت: «اين چه حرفيه! يعني الآن چادر دست و پاي من رو گرفته؟!» بعد اداي آدم هاي زنداني را درآورد که با دست و پاي بسته و غل و زنجير راه مي روند. نگين هم با ديدن اين صحنه خنده اش گرفت و بعد دوباره پرسيد: «يعني گرمت هم نمي شه؟» منصوره شانه هايش را بالا انداخت و گفت: «نه اون قدري که فکرش بکني. اين ها بهانه هاي الکي براي کنار گذاشتن چادره. مي توني خودت امتحان کني.» نگين يک فکري کرد و به دوستش گفت: «منصوره! به مامانت ميگي يه چادر هم براي من بدوزه؟! آخه مي خوام حجاب کردن با چادر رو هم ياد بگيرم.» منصوره گفت: «آره! معلومه که مي گم. مطمئنم مامانم هم قبول مي کنه.» 🦋🦋🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒
چند روز بعد، منصوره، نگين را به خانه ي خودشان دعوت کرد تا مادرش چادر او را اندازه بگيرد. وقتي زهرا خانم داشت قدّ نگين را اندازه مي گرفت، نگين پرسيد: «زهرا خانم! به نظرتون الآن زود نيست من حجاب داشته باشم؟ آخه به نظرم با چادر خيلي بزرگ نشون داده مي شم.» زهرا خانم گفت: «نه دخترم! الآن دير هم هست. تو بايد به چادر عادت کني. چند روز که چادر بپوشي مي فهمي که اين🍒🍒 حکم اسلام چه نعمت بزرگي براي خانم هاست.» نگين يک دفعه سؤالي به ذهنش رسيد و گفت: «راستي! اگه چادر بپوشم باز هم مي تونم با پسرعموهام🍒🍒 بازي کنم؟ آخه من خيلي با اون ها دوست هستم.» زهرا خانم -در حالي که داشت پارچه ي چادري را براي نگين بُرِش مي زد- با تعجب به نگين نگاه کرد و گفت: «دختر خوبم! تو ديگه بزرگ شدي. نبايد با نامحرم ها دوست باشي. خدا دوست نداره پسرها و دخترهاي نامحرم با هم دوست باشن.» نگين -که مي دانست زهرا خانم اطلاعات قرآني زيادي دارد- گفت: «واقعاً تو قرآن آيه اي براي اين موضوع هست.» زهرا خانم جواب داد: «بله دخترم. خداوند مي فرمايد:
پرهیز از دوستی با نامحرم
...وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ... (النساء/25)
و ( زنان) نباید (اهل) دوست گیری (با نامحرم) باشند. (نساء،25)
دوخت چادر که تمام شد، زهرا خانم چادر را بر سر نگين کرد. بعد رو به دختر خودش کرد و گفت: «منصوره ببين دوستت چقدر با چادر خوشگل تر شده! حتماً مامان و باباش هم خوششون مياد.»
• فکر کن و بگو:
1. چرا دوستي بانامحرم حرام است؟
#فاطمه کاظمی
936.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استورے🌱
فهمیدم چࢪا چادࢪت مشکیھ❤️
ای جانم به این استدلال😍 🤗
#واحدی