من دَه تا دوستت دارم؛هشت تا برای تو
یکی برای خنده تو ، یکی برای صدای تو
اما واژه ها عاجزند از «چشمان تو» . . .
شما بهش میگید «دوست دارم» ولی غسان کنفانی میگه:
“تو”
اما وارد رگ هایم شدی،
و همه چیز تمام شد…
و خیلی سخت است از تو بخواهم شفا یابم!
همینقدر قشنگ و مبتلا .