تهش میرسیم به حرف نزار قبانی:
هرکس به اندازهای که دوستت دارد تو را میبیند، تلاش بیهوده نکن…
دلم با ماندن بود،
راه اما راهِ رفتن؛
و تو ندانستی چه رنجیست،
کشاندن تن خسته ای که خواهان ماندن بود...
لبخند؛
کوثرِ نازنینم ، دخترِ قشنگم :)💗
گاهی فاصله فقط روی نقشه معنا دارد،
وگرنه دلها
راهِ خودشان را بلدند.
از شهری دور،
از جایی که شاید آسمانش با آسمانِ من فرق دارد،
کادویی رسید
که وزنش به اندازهی تمامِ یادمبودنها بود.
نه فقط یک هدیه،
بلکه نشانهای آرام و عمیق
از اینکه در میانِ شلوغیِ دنیا،
جایی در فکرِ تو زندگی میکنم.
تو نمیدانی
وقتی دستم به کادویت رسید،
چقدر فاصلهها کوتاه شدند،
چقدر دل،
بهانهی لبخند پیدا کرد.
مهربانیِ تو
راهش را از کیلومترها،
از خیابانها و شهرها پیدا کرده بود
و درست آمدُ نشست
کنارِ قلبم.
ازت ممنونم
برای وقتی که گذاشتی،
برای توجهای که بیصدا اما پررنگ بود،
برای اینکه دوستی را
به چیزی فراتر از حضورِ فیزیکی تبدیل کردی.
کادویت ماندگار است،
اما چیزی که عمیقتر در من میماند
خودِ تویی؛
دوستی که از دور
هم بلد است
دلم را روشن کند 🤍🫂