بسم الله.
امروز از آن روزهاییست که نت هم درست کار نمیکند چه برسد به وی پی ان و این مزخرفات.
آیه ۴۶ سوره سبأ
۞ قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ۚ مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ
بگو: من شما را فقط به یک حقیقت اندرز می دهم [و آن] اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید، سپس درباره رفیقتان [محمّد که عمری با پاکی، امانت، صدق و درستی در میان شما زندگی کرده است] بیندیشید که هیچ گونه جنونی ندارد، او برای شما از عذاب سختی که پیش روست، جز بیم دهنده ای نیست.
🔸امیرالمؤمنین على علیهالسلام فرماید: منافقون به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفتند: آیا براى خداوند بعد از فرائض و واجباتى که بیان داشته است چیز دیگرى باقى مانده است که به ما نگفته باشد و خیال ما از این حیث راحت باشد و بدانیم که از فرائض و دستورات چیز دیگرى فروگذار نشده است؟
🔹در جواب آنها این آیه نازل گردید و منظور از واحده در آیه شریفه موضوع ولایت است. [¹] محمد بن عباس از احمد بن محمد النولى او از یعقوب بن یزید و او امام صادق علیهالسلام نقل کند که فرمود: منظور از واحدة در آیه شریفه ولایت است سپس گوید به امام گفتم چگونه چنین چیزى ممکن است. فرمود: وقتى که رسول خدا صلی الله علیه و آله على را به ولایت منصوب نمود و فرمود: من کنت مولاه فعلىّ مولاه در این میان مردى برخاست و از روى طعنه گفت: محمد هر روز موضوع تازه اى را براى ما عنوان میکند و الآن قصد کرده که اهل بیت خود را بر گردنهاى ما سوار کند و آنان را مالک ما قرار دهد سپس این آیه نازل گردید و بعد پرسیدند مراد از مثنى در آیه چیست؟
🔸فرمود: مراد از مثنى اطاعت پیامبر اسلام و اطاعت امیرالمؤمنین على و مقصود از فرادى در آیه اطاعت از امام از ذریه آن دو مى باشد، سپس امام فرمود: اى یعقوب به خدا قسم چیزى غیر از این موضوعات منظور از این آیه شریفه نیست[²]
🟡امام خمینی در فرازهای گوناگون زندگی به آیۀ ۴۶ سورۀ سبأ استناد کرده و با تأکید بر بخش اول آن، بهویژه «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ»، از آن بهرهمند شده است.
قیام را دو بُعدی دیده و بهکار گرفتند: بُعد «فردی ـ اجتماعی»، «معنوی و اخلاقی ـ جهادی و مبارزاتی» آنهم برای اهداف الهی و اقامه حق. چه تنهایی و چه جمعی. در آنجا که مسئله سیر و سلوک و طی طریق و تهذیب نفس مطرح است، بهعنوان حرکت و گام مهم تهذیب برمیشمارد؛
اما قیام جهادی را هم در مقابل ستمگران و مفسدان و طاغوتیان و سرنگونی آنان بهعنوان قیام اجتماعی میداند.
¹ کتاب احتجاج از طبرسى.
² البرهان فی تفسیر القرآن.
@ShiaMeme
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام آمد
آغاز دهه فجر رو به دوستان برانداز تبریک میگیم❤️🇮🇷
آخ خدایا.
داشتم پشت تلفن در حالی که علی تو اتاقم بود، باهاش صحبت میکردم.
گفتم من چیه شما میشم؟
گفت: شما کانوم منی، پلته منی.
چند لحظه بعد دوباره در حالی که باز هم تو اتاق بود و پشت چوب لباسی قایم شده بود مثلا زنگ زد به گوشیم.
گوشی را گرفتم دم گوشم: سلام بله؟
علی: من دزد نابکالَم.
جیغ کوچیکی کشیدم: نه لطفا منو ندزدید.
علی از پشتِ چوب لباسی بیرون اومد: نه نَتَلت من توهَلِتَم! داتَّم با کانومم توکی میکَلدَم.😁
معانی کلمات علی:
کانوم: خانوم.
پِلِته: فرشته.
نابِکال: نابکار.
نَتَلت: نترس.
توهَلِتَم: شوهرتم.
داتَّم: داشتم.
توکی میکَلدَم: شوخی میکردم.
#روز_نوشت
هدایت شده از کانال خبری رجانیوز
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 او تحقیر آمریکا را در جهان باب کرد
✅ @Rajanews_com
من با همین رنگ برایتان در وسط جنگ با کمی گل و آب و چند تکه شیشه آیس کافی درست میکنم.
این مزخرفات دیگر چیست؟
آیس کافی خوشمزه هست ولی پدر آدم را در می آورد.
در آن حجم که قطع به یقین قرار است من به آدم دیگری تبدیل شوم که انگار روی دراگ است.
البته من همیشه روی دراگم.
گاه دراگِ خونم کم است و گاه بیش از حدی که یک انسان میتواند مواد بزند.
آیس کافی فقط نیم ساعت اولش خوب است.
مثلا خودِ من اینگونه ام که تپش قلب میگیرم. امکان دارد وسط خیابان پارک کنم و هر کسی هم خواست اعتراض کند را با چاقو بزنم. بعد از چند ساعت که دیگر روحم توانِ انرژی جسمی ام را ندارد، غمگین میشوم. آنقدر مظلوم، به مثابه پروانه ای که سه دقیقه از عمرش باقی مانده اما گیر یک کودک افتاده است و کمی از رنگِ بالش به انگشت های کودک مالیده شده است و بالانس گَرده یِ بال هاش بهم ریخته است.
نمیداند بماند و کنده شدن بند بند پاهایش را به جان بخرد و دلِ تخم سگ مردم را شاد کند یا یک حرکت ناگهانی بزند تا کودک بترسد و رهایش کند؛ برود و آن سه دقیقه را با بال هایی که دیگر زشت شده سپری کند.
من هم آن لحظات نمیدانم، میمانم بین دو راهی.
اینکه بروم بالا بیاورم تا این تپش قلب و حالت تهوع بهتر شود یا همان طور بشینم، بیشتر گریه کنم و روحم را به مثابه آن کوکی های سمت چپ تصویر بخورم و درد بکشم.
اگر بروم بالا بیاورم، انرژی ای که از آخرین باری که بالا آوردم و جمع کردم تا حالا را از دست میدهم و بی جان میشوم.
نمیدانم.
خواب هم این وقت ها به سراغ آدم نمی آید.
انگار عقابیست که پایش را باز کرده ای و رفته است عاشق یک قناری در قفس شده.
#روز_نوشت