eitaa logo
ݪَبْݒَࢪ
160 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
813 ویدیو
7 فایل
-بسم الله - سلام بر شمایگان. لبپر به ظرفی میگن که گوشه ای از اون شکسته باشه. منتظر پستای خیلی مرتب و شیک نباش، اینجا همه چی درهمه/من همونی ام که مامانت میگه باهاش نگرد🕶😂 گلادیاتور
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از لیندا شاپ
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. وضعیت من تو ماه مبارک رمضان 🦦
پس سر، زیرِ خطِ فک، پشتِ گوش درست همان استخوانِ غریب، آن گودی پایین ترش، شقیقه ها، پیشانی و چشم هام درد میکند. زیر پلک هام میسوزد. گونه هام به مثابه دزدِ پاسبان دیده، رنگشان پریده. دو تونل بینی ام میسوزد. آن سوزش سوار بر خون میرود تا همان نقطه ی اغازین؛ پَسِ سرم. امروز قرار است ساعت هفت بیدار شوم، البته اگر الان بخوابم. تا هفت و بیست و هشت دقیقه روی تخت بنشینم، به خوابی که قرار است ترکش کنم نگاه کنم. اوه کار سخت شد. روزه هستم و نمیتوانم فحش بدهم. آن خشمِ اول صبح تا ظهر یحتمل با من است. به مانند خرچنگی میمانم که برای دفاع از خود، دستِ پدرِ بچه را گاز گرفته. پدر بچه ترسیده و دستش را پرت کرده به سمت دوری تا خرچنگ کنده شود. خرچنگ کنده میشود ولی یک دستش را جا میگذارد. به مثابه آن خرچنگم. یحتمل پس سرش درد میکند از شدتِ پرت شدگی. قلبش تیر میکشد از دستی که دیگر ندارد. البته که در می‌آورد ولی شاید با آن دست خاطره داشته است. شاید عکسِ چشمِ معشوقه اش را داده بوده، آب دزدک برایش خال بکوبد. نه نه از آب دزدک خوشم نمی‌آید، دوست دارم حیوان دیگری برایِ خرچنگی که میخواهم حسم باشد خالکوبی کرده باشد. نمیدانم مثلا عنکبوتِ مرداب؟ یا مارِ آبی؟ مار آبی خوب است. کمی میشود سورئالش کرد و گفت مثلا نیشش، منظورم آن زبانش است که دو سر دارد. آن زبانش سوزنِ خال زدنش بوده. این خوب است. خلاصه که اصلا شاید تتو هم نباشد. شاید فقط دستِ معشوقه اش را گرفته باشد. خب برای من سوال میشود که یعنی یک بار هم آن دستِ دیگرش به معشوقه اش متبرک نشده بوده؟ خب اصلا چرا باید با خرچنگ حسم را نشان دهم؟ اگر بخواهم واقعا آنچیزی که باید را به حس تبدیل کنم، میشود گفت.... اوووم، نمیدانم. شاید یک گرگِ مهربان که از گله جدا افتاده، پایش در تله ی آدم ها گیر کرده. بوی خونش به دماغ گرگ های کوچه ی بغل افتاده و حالا نمی‌تواند دختر بچه ای که بهش پناه آورده است را نجات دهد؟ خب دختر بچه غلط کرده در آن سرما و برف به پای گرگ لنگر زده است و چشم هایش را گشاد کرده است که: من مظلومم و من را نجات بده. من بجای گرگ بودم دختر را می‌خوردم. آری همینقدر صریح. گرگ است دیگر. منِ آدم، که خواب از سرم پریده است، میتوانم مهربان و دلسوز جایش بزنم. او گرگ است. درنده و زیبا. نکند توقع دارید یک لیس به موهایِ کثیفِ دخترک بزند و بعد با دندان از یقه ی دختر بگیرد و لنگ لنگان درحالی که خونِ پایش سایه ای برای راهِ رفته اش بجا میگذارد، دختر را نجات دهد؟ من در داستان هایم این چیز ها را ندارم. یا مرگ یا خون‌. خلاص. میشود برای تقدیسِ گرگِ درنده ام، مبارزه ای سر نجات جان دختر بگذاریم. آخرش هم دختر را نجات دهد ولی زخمی تر و لبه ی مرگ تر. خلاصه که حسم را شاید فهمیده باشید. همینقدر دردناک است، یا گرگ نجات پیدا میکند یا دختر بچه ی گمشده. شاید هم هر دو باهم می‌میرند. ضربه ی روحی را از داستان من بخورید برایتان بهتر است یا از داستان دیگران؟ اگر گزینه ی دوم، که بروید با همان داستان های دیگران خوش باشید. به بندِ اول و دومِ این روز نوشت، خواب هم اضافه شد. من میروم گرگِ مجروح را بخوابانم. یاعلی. @labpar
ݪَبْݒَࢪ
پس سر، زیرِ خطِ فک، پشتِ گوش درست همان استخوانِ غریب، آن گودی پایین ترش، شقیقه ها، پیشانی و چشم هام
اگه اعضای کانال بدونن، چه شاهکارهایی‌رو دارن میخونن، هرآینه کل فک و فامیل و رفیقاشونو میارن، ک بگن، آره.همچین کانالی هم هست و ازین جور حرفا...
هدایت شده از کانال خبری رجانیوز
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 باید این منطق را کوبید ✅ @Rajanews_com
هدایت شده از ݪَبْݒَࢪ
. افطار ها به کام دلم زهر میشود ارباب ما، گرسنه و تشنه شهید شد حسین💔 @labpar
ببخشید آقاپسر امروز انقد قشنگ تو دانشگاه گفتید الله‌اکبر که من فکر کردم اذانه و افطار کردم - ایوا 🗃 Join Us : @Memeocrocy
کاش میتونستم همین الان تنها برم یه طرفی. مثلا برم تا جاده ی دورقوز آبادِ کرج.
هدایت شده از ݪَبْݒَࢪ
@labpar❤️‍🩹
بزرگسالی فقط اونجا که با دست کتلت ها را پشت و رو می‌کنی.
https://harfeto.timefriend.net/17718027040194 ناشناس جدید. نبینم خالی بمونه.
😂😂راضی ام ازت. عالی بود.😂😂😄