ݪَبْݒَࢪ
بسم الله «دمپایی های آبی» خودکار آبی را روی کاغذ پرتاب کرد. دستی به چروک های زیر چشمش کشید و ان
توقع دارم تو چت ناشناس بیان ازین قشنگ حرف بزنن.
بیان بگن به وجد میان وقتی نوشته هاتو میخونن.
اما دریغ و صد افسوس ...
ݪَبْݒَࢪ
جهت غافلگیری ماهیچههای صورت ، یه لبخند میزنی 🌱 ؟(:
من به لبخند تو مشتاق که نه ؛
محتاجم ♥️ ..(:
ݪَبْݒَࢪ
. خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی ! تو چرا این همه دلتنگ شدی ! باز کن پنجره ها را و بهاران را باور
باری ، جهان آیینهواریست ،
در آن چه میخواهی ببینی ؟
زیبایی و زشتی درین آیین از ماست ؛
تا خود کدامین را بخواهی برگزینی .
-فریدونمشیری
. @labpar 🌱 .
ݪَبْݒَࢪ
[ جمالت را نمیبینم؛ خیالت میکُشد اما.. ]
[ اسیرِ عشق چه تابِ شبِ دراز آرَد؟ ]