این رو بگم.
کشتن خودت به همین راحتیا نیست.
دیشب جایی بودم و دیدم دختری روی مچ دستش جای بخیه داره.
بهش گفتم خاک تو سرت مثلا رگتو زدی؟
گفت آره.
سه بار زدم اما اشتباهی تاندول دست پاره شد.
خیلی ببخشید ولی گند زده تو دستش.
عکس قبل بخیه ی دستش رو هم نشون داد.
جراحت وارده پنج سانت عمق داشت و مثل یک دوک بزرگ طول عرض زخم رو هفت هشت سانت میشد در نظر گرفت.
بهش گفتم حالتم بد شد؟
خیلی خون اومد؟
گفت خون که اره زیاد اومد، من گفتم الان بیهوش میشم اما حتی بدنم شل هم نشد.
بی حال هم نشدم.
بهش گفتم فکر کردی مردن به همین اسونیه که بزنی و تموم؟
یه عالمه ام خرج افتاد رو دست خونوادش برا بخیه و دکتر.
با خوردن قرص و اینا هم نمیشه.
تهش هوشیاریت میاد پایین میبرنت بیمارستان داخلتو شست و شو میدن و با حال خراب و ... تا یکی دو ماه باید زندگی کنی که بدتر از مردنه.
حتی زیر قطار هم بندازی خودتو تهش فلج میشی.
خلاصه که خودت رو نکش.
همین.
ݪَبْݒَࢪ
من دلم کیک پختن میخواد 🥲
یادمه سیزه یه کیک داغ هلو پخت که با بستنی سرو میشد.
وااااااای دلم اونو میخواد.
وای یه چیز جالب در مورد خودم فهمیدم 😂😂
من وقتی میرم سوپر مارکت نمیدونم چه خوراکی ای بخرم.
مگر اینکه از قبل تصمیم نهایی رو گرفته باشم.
اصلا خوشم نمیاد از خوراکی خریدن برای خودم، از بس که بابا خوراکی خریدن
قدرت تصمیم گیریم در خرید خوراکی و چرت و پرت کمه.
یکی باید باشه بگه از اینا هم برداریم.
اونو میخوام اینو میخوام.
مثلا چند روز پیش برای خریدن چیپس رفتم.
اونجا کالباس دیدم.
بعد خواستم بخرم.
گفتم چرا باید کالباس بخورم وقتی خوب نیست.
بعد یادم رفت چیپس بخرم.
کیک خریدم و کاکائو
اومدم خونه علی و طاها خوردن.
خودم چایی ریختم که چون نبات داشت توش علی خورد😂😂😂