ستون خیمه، قوام میآورد. افراشتگی میآفریند. به تکیهگاهِ آن، چتر امنیت گسترده میشود. گرانیگاه ثبات است. سایهگستریِ آسایش، به سرپا بودن آن بند است. در بنای هرمیِ ایستاییِ کاروان، قلّه میسازد. بندبند دوام خیمه، به استحکام آن گره خورده. جاپایش محکم است. سقف نگاه اهل خیمه را بالا میبرد. ستون فقرات برومندی مردم است.
ستون خیمه نباشد، قرارگاه ثبات وا میرود. چتر امنیت، مچاله میشود. افراشتگی، آوار میشود. آوارگی میآید. سقف آرمانهای اهل خیمه، از عرش به فرش میافتد. بیستون، پارچه و طناب پناهگاه نمیسازد. مرکز ثقل، جابجا میشود. تعادل، بههم میخورد. کاروان، زمین میخورد.
رهبر، ستون خیمهٔ کشور است. امنیت، اطراف او دامنگستر میشود. پیوستگی جامعه به اقتدار او گره میخورد. رهبر، قد ما را بلند میکند. نگاه ما را پرواز میدهد. آنکه ما را بیستون میخواهد، به آسایشمان حمله کرده. آیندهمان را تباه میخواهد. پشتبهپشت و بازو به بازو گرداگرد خیمهٔ ایران، زنجیرهٔ انسانی میزنیم تا تبر بدخواهان و تیر بداندیشان به سنگ بخورد.
#عهد_خون
✍زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
حسین زمان، امشب به خیمهگاه عزا آمده تا حسینیاوران را به #عهد_خون بکشاند. «طلع البدر علینا» بخوان چاووش. کجاست آن جانهای پاک که با مراد خویش نرد عشق میبازند؟ کجایند آنها که صدای هل من ناصر حسین (ع) را از عمق تاریخ شنیدهاند و برای بذل جان به هیجان آمدهاند؟ چه گفت لسانالغیب در رشحهای که این شب عاشور را به دیدگان بصیرت به تماشا نشست:
مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت،
به تماشای تو آشوب قیامت برخاست
✍زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
هدایت شده از حا. میم
🎯
بگذار ترامپ، با توییت هایش مست کند!
بگذار نتانیاهو، ۴۰ متر زیر زمین، ژست پیروزی بگیرد!
بگذار اروپایی ها، شمشیر مکانیسم ماشه را از نیام بیرون بکشند.
بگذار همه کفر، پشت کفتاری به اسم نتانیاهو، جنگ احزاب راه بیاندازند!
بگذار حکام ترسوی به ظاهر مسلمان، به سمت پیمان ابراهیم غش کنند!
بگذار جهان دو تکه شود و یک تکه اش در سمت غلط تاریخ، در مقابل ما بایستد!
ما را چه غم؟!
آقای ما، آقای جنگ است!
استاد سیاست است!
فرمانده ی کارکشته ی میدان است!
ما شیعیان علی، سیدعلی را داریم!
که تازه خودش را سرباز امام زمان می داند!
ما مسلحیم به انبار تسلیحات اشک!
اشک هزار و چهارصد ساله بر اباعبدالله!
ما مجهزیم به بمب خون!
خون های به ناحق ریخته شده ی مظلومان تاریخ!
ما آماده ایم!
بی ترس از مرگ!
بی واهمه از زخم!
بی تردید و شک!
بگذار جهان ببیند که شیعیان حسین، کیستند!
ما همگی در امتداد خیمه ی حسین ایستاده ایم!
و این تازه آغاز ماجراست!
پی نوشت: حضور رهبری در شب عاشورا، تحلیل نمی خواهد! باید نشست و دید و عشق کرد!
#جنگ_نوشت
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
🔴سید خراسانی، نجیبزادهٔ ایرانی
▫️آقا را از هر طرف که بخوانی آقاست؛ آقای ما رسانهبلد است و جنگ روانی را میفهمد. در مصاف بوقچیهای دروغپراکن دشمن، یکتنه هژمونشکن است. غیبتش دشمنان را ناکام میکند و حضورش دوستان را شادکام. مخفیگاه نه، در کمینگاه مرصاد به پایش بدخواهان و پالایش خوشطینتان همّت دارد. پیش از او هیچ فقیهی شب عاشورا با نغمهٔ «ای ایران» عزاداری نکرده. هیچ طبیبی، به حاذقی او علاج را در وطن ندانسته. هیچ صاحبخردی اینچنین زبردستانه از ساحت امّت-ملّت، دوگانهزدایی نکرده و تار و پود امنیت را به هم نبافته. پیرمرد مجتهد، رگ خواب نسل زد را میداند و به کیمیاگری کلامش، از سیاهلشکر غافل دشمن، سرباز عاشق وطن میسازد.
▫️روح مرد و زن مسلمان ایرانی را همچون تهمتن و تهمینه برانگیخته میکند تا ایران را بر توران بشوراند و انیران را جامهٔ ذلت بپوشاند. آقا، آقاست؛ بیکم و کاست. آنچه امام به حکمت کاشت، آقا به درایت نگهداشت و به شجاعت مشغول برداشت است. بگذار سفیهان روی گسلهای قومیت و جنسیت و مذهب رژه بروند، عاقلهمرد، از رنگینکمان آسمانگستر وطندوستان، سان میبیند و بر پاخور فرشِ هزارنقش ایرانی پا میکوبد تا بر اصالتش بیفزاید و به قدمتش شکوه دهد.
▫️سیّد خراسانی، نجیبزادهٔ ایرانی است. شاعران گواهند که فارسی را چون فردوسی، احیاگر عجم میداند و ادبیات را همچون رودکی و نظامی، غنابخش حیات. از قندهار تا ذیقار و از صعده تا ضاحیه، قند پارسی را هماو زبان مشترک مقاومتِ فاطمیون و کتائب، و انصارالله و حزب الله کرده تا صحبتهای فرمانده را بی ترجمه و زیرنویس، زنده و بهنگام بشنوند و بفهمند.
▫️میگفت دشمن نادان، مردمِ ایران را نمیشناسد. واقعیت آن است که انسجام هوشمندانهٔ ایرانیان، دوستان دانا را هم غافلگیر کرد. میگفت مذاکره، فریب است و بجای گرهگشایی، گرهافزایی میکند. زبانِ دنیا بلدان که عمری در دیپلماسی خیس خورده بودند، مذاکره را در بدترین آوردهٔ خود، شد شد، نشد نشد میدیدند. اما هرچه آقای ما گفت، همان شد. در خشت خام دید و فرمود توانایی و همّت و عزم و ایمان جوانِ امروز، از جوان دههٔ شصت بیشتر است؛ اما جوجهجامعهشناسانِ دستبهقلم، استبعاد کردند تا امروز در آینهٔ واقعبینی به چشم خود ببینند که چگونه ایمانگریزی خیالی نسل نو، جای خود را به دشمنستیزی و وطندوستی واقعی داده.
▫️فوکویاما باید پای درس خارج آقا بنشیند و چهار واحد حکمرانی سیاسی پاس کند، پیش از آنکه مُهر نظریهٔ مقاومت پای انقضای تاریخمصرف لیبرالدموکراسیاش بخورد. کسی به مغزفندقیِ کلهطلاییِ عشقِ نوبل بگوید که تا بنیهاشم در میدان هستند، با صلح ابراهیم، فقط نابودی اسرائیل عادیسازی میشود. تا آقا آقاست، بوش پسر هم مانند پدر طعمهٔ مار و مور میشود، اما آرزوی «خاورمیانهٔ بزرگ» را به گور میبرد. بله تجزیه، سرنوشت پیکر خاکمال ایرانستیزان است، نه پیکرهٔ رویینتن ایراندوستان.
▫️چه میترسانی کوه را از طوفان؟ کجا سلسلهجنبان مقاومت و خدایگان استقامت به رجز دشمن از میدان به در میشود؟ تهیمغزانِ دراز زبان، پنداشتند فرزند غالبِ کلّ غالب، به نهیبی مهیب قالب تهی میکند! زهی تصوّر باطل، زهی خیال محال. شیر ژیان هنوز میان نیستان است. عصا هنوز به دست موسیِ عمران است، تا شعبدهٔ ساحران یهود را ببلعد و بنبستِ نیل را از میان بدرد. ابراهیم را از منجنیق، اندیشه نیست وقتی که خدای آتش را خدای گلستان میداند. و امروز تبر به دست خلیلزادهای است هاشمیتبار و بتان کافرکیش را از تیغِ دروگرش، زنهار و امان نیست. بله، آقای ما آقاست؛ از هر طرف که بخوانی.
منتشر شده در روزنامه وطن امروز/ ۱۶ تیرماه ۰۴
vtn.ir/001iEj
✍ زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
🔴لابد خون تاکر کارلسون رنگینتر است!
حالا چرا بدو بدو مصاحبه با خبرنگار اخموی آمریکایی؟! ما لحظهشماری میکردیم رئیسجمهور را در قاب رسانهٔ ملی زیارت کنیم تا به ملت قهرمان ایران خداقوت بگوید و خانوادهٔ شهدای جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا را تکریم کند. دوست داشتیم پیچ تلویزیون را بچرخانیم و ببینیم آقای پزشکیان مثلاً به صورت نمادین وسط آوار ساختمان شیشهای خبر روبروی خانم سحر امامی نشسته و با همان مرام لوتیِ بیتکلف و پروتکلشکنش، با همان زبان بدن منحصربهفردش، چشم در چشم دوربین دارد با ما راست و حسینی حرف میزند. دارد میگوید جمال مردم ایران را عشق است و فعلاً بیخیال دیپلماسی عمومی. فعلاً بیخیال مخاطب خارجی. آقای عراقچی که دارد زحمت پالسها و پیامهای دیپلماتیک را میکشد. الحق و الانصاف هم دارد مثل موشک در چهارگوشهٔ عالم سیر میکند تا زبان ملت ایران باشد. چه کاریست اثبات هزاربارهٔ صلحطلبی ایرانیان برای مخاطب کمحوصله و بیتفاوت غربی؟ بگذار کمی با مردم خودمان صفایی کنیم.
گفتم ساختمان شیشهای خبر. یادم آمد ما مردم معمولی که زبان دنیا را بلد نیستیم. ما اصلاً چه میدانیم جنگ روانی چیست. ما را چه به تکنیکهای القای پیام به افکار عمومی. لابد میزانسن مصاحبه وسط شیشه های شکسته میتوانست کلی حرف برای مخاطب جهانی داشته باشد. اصلاً اینها را ولش کن. ما نگران سلامتی رئیسجمهور بودیم. یک باند تبهکار به پشتگرمی شیطان بزرگ میخواست رئیسجمهور ما را ترور کند. چه غلطها! مگر ما مردهایم؟ مگر شهر هرت است؟ ما قلمِ پای متجاوز را خرد میکنیم. میخواستیم اینها را پیامکی بفرستیم تا خانم امامی برای آقای پزشکیان بخواند و صفا کند. خب نشد که بشود. بازجوخبرنگار اخموی امریکایی، لابد پارتیاش قویتر از خانم امامی و آقای جبلی بوده. چه میدانم، بالاخره ما ماهواره نداریم تا رئیسجمهور را ببینیم!
✍زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
آلت قتّاله را زراندود کنید و از بمبافکن حرز بسازید. بروید به کشتن ببالید و بر انفجار افتخار کنید. سامریتان از طلا گوساله میساخت و ساحرانتان از طناب، مار. اما خدای ما چوب را اژدها میکرد و بافتههاتان را میبلعید و رود را میشکافت و خدایگانتان را فرو میبرد. بروید به جادو افتخار کنید و به جنبل ببالید؛ چه باک که فناوری معجزه در انحصار خدای ماست.
🔺توضیح عکس: نتانیاهو بعد از عملیات پیجری در لبنان یک پیجر طلایی به ترامپ هدیه داد و حالا یک حرز یهودی در ماکت یک بمبافکن.
✍🏼زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
برجام یک تراکنش ناموفق بود که به حسابمان برنگشت. با توافق هستهای، چک سفید امضای ما افتاد دست شرخرهای عالم. بله مکانیزم ماشه، شلیک به شقیقهٔ دیپلماسی است. تاریخ گواه است که چکاندن را به دشمن بدهی، خونت چکیدن میگیرد. عبرت نگیری، درس عبرت میشوی. قرار بود دیپلماسی را یکبار تست کنیم، اما آنقدر پشت کنکور مذاکره درجا زدیم تا سردار آزمون و خطا شدیم. به آل احمد سوگند که سراب غرب، سیراب نمیکند؛ شورابیست که استسقا میآورد. مرض صعبالعلاج غربزدگی، بَتَر از مالیخولیاست. در دنیایی که قوانین بینالمللی وهن میشود، توافق هستهای فقط یک وهم است. سازمان ملل، مُشتی چلمنگ بیخاصیتاند که بابت ابراز نگرانی، حقوق میگیرند. ایّها الناس! در منشور حقوق بشر غربی، حقوق بشر شرقی پیدا نمیشود. چون فریب در ژن آمریکاست و جنگ در کروموزوم آن. و ترامپ، جهش ژنتیکی شیطان است که سویهای خطرناک از پلشتی و زشتی آفریده. مذاکرهٔ قماربازِ کلّاش، مثل طالعبینی و بختگشایی، سرِکاری و کلاهبرداری است. ملت را دوباره گرفتار خرافات نکنید. کشور را معطل اوهام نکنید.
✍زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
هدایت شده از هیأت اصحاب الحسین (ع)
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بدیهیات دیپلماسی در ماجرای هتک حرمت به ساحت رهبر انقلاب رعایت نشد
🎙 حجتالاسلام والمسلمین #قنبریان
🏴 مجلس عزای دهه دوم محرم
📥 دریافت نسخه: تصویری | صوتی
📅 پنجشنبه، ۱۹ تیر ۱۴۰۴
🕌 مسجد دانشگاه تهران
🏴 هیأت دانشجویی اصحابالحسین (علیهالسلام) دانشگاه تهران
📲 @ashabolhossein_ir
🔴چرا فیلترینگ ایتا از تلگرام مهمتر است؟
🔺تیک سومِ موهومی یا تیک اول واقعی؟ مسأله این است!
نسلی که در چترومهای یاهو مسنجر دیگر چیز بیشتری برای لذتجویی در سرگرمی نمیدید، با آمدن واتساپ و وایبر کیفور شد. کمی قبلتر، گوشیهای کتلتی جای مانیتورهای یغور را گرفته بودند و کمی بعدتر، اینترنت پرسرعتِ میگمیگی، دایالآپ هِندلی غیژغیژو را منسوخ کرد. کمکم کافینتها خلوت شد و پاساژ علاءالدین شلوغ. پیامرسانها و شبکههای اجتماعی، انسان را از غار ارتباطات تَنگ سنتی بیرون کشیدند و مزهٔ آزادی بیمرز و ارتباط بیحصر را به ذائقهٔ بشرِ تشنهٔ تنوع چشاندند. فیسبوک، اسکایپ و تلگرام، رفیق گرمابه و گلستان مردم شدند. لذّت اغواگر ارتباطات، حس جستجوگر کنجکاو را به محاق برد تا کسی نپرسد که چه ماجرایی پشت پردهٔ این دست و دلبازی فناورانه غربِ چرتکهبهدست است. سیاستمدارانِ تیز و بُز داخلی اما خیلی زود شستشان خبردار شد و دو ریالیشان افتاد که اطلاعات، قدرت میآورد و داده، اراده را جهت میدهد.
این شد که نسخههای وطنی ایتا و سروش و بله و روبیکا آمدند، اما کسانی از پیش جنگ زرگریِ اعتماد و حریم خصوصی راه انداخته بودند. روی دیوار سست اجنبی یادگاری مینوشتند، اما چو میانداختند که دیوارِ اپلیکیشنهای وطنی موش دارد و موش هم گوش. تیکِ سوم پیامرسانهای داخلی را ترند میکردند تا کسی از تیک اول همتایان خارجیشان نپرسد. داخلیها را لولو میکردند و از خارجیها هلو میساختند تا خر سیاستبازیشان را برانند. با واتساپ و تلگرام و اینستاگرام، بر صندلی قدرت مینشستند و مردم را به ایتا و مافیها بدبین میکردند. برای خارجکیها باند اختصاص میدادند به این پهنا و برای داخلیها پل صراط میکشیدند به این باریکی. فرش قرمز نوفیلترینگ زیر پای جاسوسافزارها پهن میکردند و امروز از فیلتر ایتا میگویند. هردمبیلی و بیصاحبی واتساپ و تلگرام را نشانهٔ تکثر و آزادی بیان جا میزدند و از تشریففرمایی به برنامکهای ایرانی جا میزدند. حالا میگویند ایتا بسته و تکصداست. مقرّ هستهٔ سخت نظام است. مرکز افراط و تحجّر است. ببندید دهانش را. قطع کنید پهنای باندش را. بله فیلترینگ ایتا از تلگرام مهمتر است چون هنوز طعم قدرت شیرین است. چون هنوز جنگ زرگری جواب است. و افسوس که این مزرعه را آب گرفته و دهقان مصیبتزده را خواب گرفته.
✍زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
شفّافیت در ذات زمان است. نقاب فتنه در پس زمان از صورت حقیقت میافتد. زمان، بیحوصلگان را ریشخند میزند. گلآلودزیان را رسوا میسازد. ابنالوقتها را ضایع میکند. زمان، درس میدهد امّا حقالتدریسش گاهی گران تمام میشود. زبانِ زمان، تبیینگر است. معمّاگشاست. زمان بود که فاش کرد پشت «نه غزّه، نه لبنان»، «نه ایران» است، نه «جانم فدای ایران». زمان نیاز بود تا خطر «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن» آشکار شود. نقاب تحریر الشّام را زمان کنار زد تا تخریب الشّام دیده شود. زمان را نشناسی، افسار را کراوات میبینی. احمد الشّر را احمد الشّرع جا میزنی. آبنبات را نوشدارو میپنداری. جنگ را صلح میانگاری. صبورترین مخلوق خدا تاریخ است و عجولترینش شیطان. تاریخ، بینهایت از سرنگونی و ویرانی الگوی تکراری دیده، اما حوصلهاش هنوز براه است. مثل تاریخ صبور باش! عجله کار شیطان است؛ و انّ الله مع الصّابرین ...
✍#زهرا_محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648
صدای آتشبار پدافند، سوت پایان بازی علیسان و طاها را زد. علیسان، توپ را زیر بغل گرفت و از میانهٔ بلندای دیوارهای کوچهٔ تنگ و بنبست، مسیر آسمان را به طاها نشان داد. شب، با رگبار بهمپیوستهٔ پرتابههای گداخته، روز شده بود. دو کودک هفتساله، بیهراس و باهیجان غرق تماشای آشوب آسمان شدند. علیسان، در خیال کودکانه و سوار بر مرکب آرزوها، خودش را خلبان هواپیمایی میدید که بالاتر از تیربارها و پهپادها، تیزبال در آسمان خدا میپرد تا شر دشمن را کم کند. او جایی در ستیغ آسمان را به طاها نشان داد. هردو چشمهاشان برق زد و لبخندی بر لبهاشان نشست. آتشبار پدافند تبریز، ضیافت کودکانهٔ آنها را ساخت و پهپاد دشمن را هزار تکه و سرنگون کرد. چند لحظه بعد، توپ خونین آنها روی زمین افتاده بود و علیسان و طاها از انتهای همان کوچهٔ تنگ بنبست، میانبری به آرزوهاشان زده بودند و دست در دست هم داشتند تا ابدیت پرواز میکردند.
✍زهرا محسنیفر
https://eitaa.com/joinchat/963837996C814ca55648