🩸جَعدِهی درون!
📌جعده، نام همسر امام حسن مجتبی علیهالسلام است که ایشان را با سَم به شهادت رساند؛
⏱مدت مطالعه: ۲.۵ دقیقه؛
🔻امام حسن مجتبی علیه السلام؛
پس از امیرالمومنین علی علیه السلام، قصد نمود تا کار ناتمام پدر را تمام کند. اما یاران و فرماندهان لشکرش، یک به یک، او را تنها گذاشتند و مجبور به صلح با معاویه شد؛
🔻معاویه در صلح نامه پذیرفته بود که حکومت را موروثی ننماید. هرچند امام علیهالسلام می دانست که او به این عهد پایبند نخواهد بود اما با این کار سعی کرد تا هم چهرهی پلیدش را برای مردمان رسوا نماید و هم این ولایتعهدی را با تاخیر مواجه کند؛ معاویه هم که میدانست، در زمان حیات امام حسن مجتبی علیهالسلام نمیتواند، پسرش را ولیعهد خود کند، چند باری سعی نموده بود، امام حسن علیهالسلام را ترور کند؛ اول ترور شخصیت: معاویه سعی کرد تا با مناظره در حضور بزرگان، حقانیت امام حسن را زیر سوال ببرد اما به فضل الهی و علم امام علیه السلام همه چیز برعکس شد
🔻و دوم ترور جان عزیز امام علیهالسلام: چندبار هم سعی کرده بود تا امام علیهالسلام را مسموم نماید که نتوانسته بود؛ پس آخرین تیر ترکش خود را در خانه امام حسن علیهالسلام دید و این تیر کسی نبود جز «جَعده»؛
🔻دخترِ اشعث بن قیس که همسر امام علیهالسلام؛در تاریخ آمده از طریق پدرش صدهزار! سکه طلا برای جعده فرستاد و وعده همسری پسرش یزید را نیز به او داد. اما جعده با خود چه فکر میکرد.... چگونه راضی به این کار شد؟ فهمش خیلی هم سخت نیست؛ صد هزار سکه طلا؟! همسری ولیعهد امپراطوری بزرگ آن زمان در ازای از میان برداشتن کسی که من همسر او هستم، میدانم بسیار پاک است و تابحال خود را به هیچ گناهی نیالوده اما چند بار بجز اسب و شمشیرش هرچه داشته و نداشته به فقرا بخشیده! انگار نه انگار که زندگی و زن و بچه دارد و صدها دلیل ریز و درشت دیگر....
🔻وقتی شیطان با افکارت بازی میکند یا بهتر بگویم با افکار، تو را به بازی میگیرد، قدرت هماوردی با او به میزانِ آلودگی تو به دنیا بستگی دارد....! اینکه چقدر به دنیا وابسته شدهای و چقدر رنگ دنیا را به خود گرفته باشی او همانقدر در این بازی شانس موفقیت دارد.
🔺و شیطان در این بازی بر جعده پیروز شد.
🔺شاید باورش سخت باشد که در کنار اسوه پاکی بنشینی و به بازی شیطان گرفتار شوی. اما جعده همینگونه شد.... باید مراقب بود، مراقب خود، مراقب افکار، مراقب اینکه نکند روزی گرفتار چیزی شوی که امروز حتی به ذهنت هم خطور نمی کند.....!
🔺 برای اینکار فقط نباید کنار امام باشی، باید رنگ او را هم بگیری و امام حسنی شوی... امام حسنی شدن و امام حسنی ماندن هزینه میخواهد و تلاش میطلبد؛ چرا که در کنار امام حسن علیهالسلام هم بودهاند و معرفت را در سرچشمهاش دیده و حس نمودهاند، اما ذره ای از آن نچشیدهاند.....
🔺مراقب جعدهی درون باشیم...خداوند عاقبت ما را ختم به خیر کند... ان شاء الله.
✍️ بشیری
@lantern313
سنگ محک
زندگی هرروزه ما مملو از امتحانات و حوادث است و در هر رویدادی، آنکه بر ناراستی است، میکوشد تا با داشتههای خود، فضا را غبارآلودتر کرده و در این میانه، خود را بر مدار راستی نشان داده و در چشم همگان گزینه درست معرفی نماید و هرگاه فرصت مغتنم شد، راه به سوی تضعیف و در نهایت سرنگونی حقیقت ببرد.
ما که بیشترمان نظارهگر این حوادثیم، همیشه و در ابتدا، در حال تجزیه و تحلیل اوضاع هستیم. حال تکلیف ما چیست؟ کدام طرف بر راستی است؟ و من باید در کدام طرف بایستم؟
تکلیف ما را نگاه ما مشخص می کند! اگر چشم به لذات زودگذر دوخته و به قول معروف دنبال حالِ خودمانیم، ایستادن در کنار حقیقت نمی تواند ما را به رویای دنیاییمان بکشاند.
تاریخ نشان داده، ایستادن در کنار حقیقت، در این دنیا هزینه خود را داشته است؛ کسانی که در ابتدای بعثت رسول ختمی مرتبت که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد، حقیقت را در کنار او دیدند و در کنار او ایستادند، هزینه آن را گاهی با جان و گاهی با شکنجه و گاهی با گرسنگی و تبعید چند ساله به شِعب ابیطالب پرداختند، اما نکته باریکتر ز مو اینجاست که در کنار حقیقت ماندند و بر راستی تاکید نمودند و بهیقین هماینک در کنار رسول خدا و سلاله پاکش، لذتهایی را تجربه میکنند که ما از تخیلش هم عاجزیم!
سوال دوم اینکه در هر رویدادی کدام طرف بر راستی است؟ اگر اولا اندیشه به میدان بیاید و ثانیا سنگِ محک در دستان شما باشد؛ آنگاه حقیقت حتی در پسِ گرد و غبارِ شبهات نیز آشکار میگردد و چه سنگ محکی بهتر و برتر از ائمه هداة علیهمالسلام؟ چه، زمانی که راستی مطلق و خطکش اصلی در دستان شما باشد، باطل هرچه فضا را غبار آلوده کند، نمی تواند از اینکه رنگی از اهلبیت علیهمالسلام ندارد، بگریزد!
و سوال آخر اینکه ما باید در کدام طرف بایستیم؟ در منظر نگارنده پاسخ این سوال به رابطه فردی انسان با خدا و میزان شناخت از خدا بر میگردد! چه بسیار انسانهایی که حقیقت را میدانند و طرف حق را میشناسند اما به طرف دیگری میروند و آنچه را که فکر میکنند منفعتشان در آن نهفته است، دنبال میکنند.
شاید همین نکته است که میبایست در نظر بگیریم تا از پیروی بدون تفکر و تامل از افراد برحذر باشیم! چه بسا او در حال دنبال نمودن منفعت خود است و این من هستم که باید افکار و عقاید خود را به گونهای بسازم تا همواره سنگ محکی نیرومند با خود داشته باشم و با آن بتوانم هر سخن، حادثه، اتفاق و ادعایی را تشخیص بدهم و این برگه امتحانی جدید را با نمره ای خوب بگذرانم و نزد خداوند سربلند باشم.
اینها را گفتم که چه بگویم:
پس از شهادت مظلومانه امام کاظم علیه السلام در زندان هارون الرشید، امام رضا علیه السلام در حالی که عزادار پدر بود، به منبر رفت و سخنرانی روشنگرانهای در باب مسائل آن دوران ایراد نمود؛ یاران حضرت که شمشیر آغشته به خون هارون الرشید را در اطراف امام می دیدند، بر جان ایشان بیمناک شدند و ایشان را از این کار بر حذر داشتند! امام رضا علیه السلام با پاسخ خود به ایشان فهماند که معنا و مفهوم امامت همین است و آنچه خدا مقدر فرموده را یارای مقابله نیست چه هارون و چه بزرگتر از هارون.
و امروز در این دهکده جهانی، این شمشیر آخته گاهی با سلاحهای نظامی و گاهی با رسانههایی که دیگر بخشی از زندگی ما شدهاند دل به ترس و فریب ما سپردهاند! ترس از مخوف بودنشان و فریب پیشرفته و متمدنتر بودنشان! و این ما هستیم که تصمیم می گیریم هر لحظه در کدامین سو بایستیم؟ سمت شیطان یا سمت خدا و صد البته به فرمایش امام رضا علیه السلام آنچه خداوند مقرر فرموده را یارای مقابله نیست.
و شاید واضح باشد اما یادآوری آن ضروری به نظر میرسد که کنار گذاشتن دین، همانا به معنای کنار گذاشتن خداست و احکامی را که خداوند بواسطه رسول ختمی مرتبت و خاندان پاکش که درود خداوند بر ایشان باد به ما رسانده، مشخص کننده راه مورد تایید خداوند برای ما هستند. هرچقدر آن را قبول کنیم، به همان میزان خداوند را پذیرفتهایم و هرچقدر از آنها دور شویم، به همان میزان از خداوند دور شدهایم و این رفتارهای ما و انتخابهای ماست که مشخص میکند در کجا ایستادهایم؛ در کنار خداوند یا در کنار شیطان؟
حال سوال ایناست که درحادثه اخیر ما کجا ایستادهایم؟ در کنار خداوند یا در کنار شیطان؟ حجاب امری از طرف خداوند است و برای حضور زنان و دختران مسلمان در اجتماع در نظر گرفته شده است؛ و چگونه است که بعضی با آن مقابله می کنند و خود را در خلوت خود در کنار خدا میدانند؟
همین.
@lantern313
فیلتر کنیم اما صورت مسئله را پاک نکنیم...
صحبت در مورد فیلتر کردن پلتفرمهای اجتماعی وابسته به غرب و دقیقا گروه متا، ضروری است.
و ذهن دغدغهمند ضرورت آن را متوجه میشود....
(هرچند که ذهن جامعه هنوز قانع نشده است؛ از جمله:
. چرایی جایگزین نشدن سکوهای خارجی با سکوهای داخلی تاکنون؛
. چرایی بیتفاوتی نسبت به مصرف سکوهای خارجی در میان قشر مذهبی جامعه، پس از جلوگیری از کنشگری قشر مذهبی در سکوهای خارجی تاکنون؛
. چرایی پاسخ ندادن به سوالِ پس عنصر جهانی سکوهای خارجی چه میشود؟ تاکنون،
. چرایی و چندین چرای دیگر.... )
اما؛
این ضرورت بحث است و نباید از کفایت بحث غافل شد...
دوستان و همراهان!
فیلتر سکوهای گروه متا (اینستاگرام، واتساپ، فیسبوک)و تلگرام پایان راه نیست.
و چه بسا شروع آن است.....
در یک مثال فضای مجازی جهانی به جنگل و فضای مجازی داخلی به گلخانه تعبیرشده است، اگر این مثال را بپذیریم باید گفت:
اینکه باید شهرکی در میان این شهر و گلخانهای در میان این جنگل داشت، سخنی مقبول است اما آیا و عایا میتوان به همین بسنده کرد؟
بهواقع باید همه آنچه بر فرهنگ ما گذشته را به پلتفرمهای اجتماعی وابسته به غرب نسبت داد و متغیرهای اجتماعی و فرهنگی و فردی دیگر را ندید؟
نیاز همه ما (چه از منظر کسب آگاهی و چه از منظر کسب دانش و چه سرگرمی و چه ... ) به ارتباط با جهان خارج وجود ندارد؟
آیا و عایا نباید بیشتر اندیشید و بیشتر مداقه کرد؟
آیا و عایا انحراف نگاه و باور در برخی جوانان و نوجوانان چه از منظر سیاسی و چه از منظر فرهنگی و چه از منظر دینی و چه .... رخ نداده است؟
آیا و عایا همه اینها را تنها و تنها به یادگار بر تن نامبارک گروه متا و تلگرام و ... بنویسیم؟
و دست آخر اینکه آیا و عایا این درست است که هرکس درباره بعد از فیلتر کردن سوال کند، ساده لوح است و ذهنش در فراگرد پینگ پنگ رسانههای غربی مسحور شده است؟
.....
همین
@lantern313