Madness as a gift.
از سر عذابوجدان میای سمتم، میخوام اصلا نیای، سیک سیک سیک سیک سیک
بابا انقدر تصوراتتو با واقعیت اشتباه نگیر، دیواااانه
-الان دیگه کاری ندارین؟ من برم بیرون با چادر پرچم تکون بدم؟ الله اککککببببرررررررر
-من یه بار رفتم خون اهدا کنم بهم گفتن برو گمشو بیرون
+بهشون گفته بودی خون اصیل آریاییعه یا چی
-اره، خون اصیل اریایی با کمی مواد توش
-بهترین لباس رو فلانی و بهمانی پوشیده بودن، نمیدونم از کدوم سمساری خریده بودن حالا
مطمئنم به اینیکی داییم رفتم چون داره از دورانی میگه که چوپانی ملت رو میکرده(و گوسفنداشونو میدزدیده)