eitaa logo
دانلود
Madness as a gift.
شروع صبح دل‌انگیز با «من اگه نباشم» و خوندنش برای هررررر بنی بشری که سر راهمه، ابرهای بهشتی، رزانا و
رزانایی که عربی منو نووووشت، حرکات موزون سر صف با دریا، اجلالی و آب‌پاشش، تلاش برای پیدا کردن سوالای امتحان با رزانا، رونیکا و رزانایی که از من گرفته شدن و «وا به من اعتمااااد ندارین؟»، «رفتن» منفی (به لطف پرنیان)، کاغذ رندوم راجب ایزداااااان، -اسمش یعنی خدا ؟ +هه بسوز -نخیرم، تو چطور جرئت میکنی لقب منو بدزدی +برو گریه کن -خودت برو اون گوشه بشین گریه کن، رزانا که اصلا بره پیش عشق زندگیش و دریایی که هردقیقه طرف یکی بود، همممسووووو و کر شدن(typical)، رسیدن به نتیجه‌ی اینکه از همه توی اون لحظه‌ی زنگ ناهار متنفرم بجز رزانا(و فحش‌کش کردن همه without actually saying it) و اصلا گوربابای همشون الهی تیکهپار، دریا و درخت‌خوشگله‌ی برگشتنی، دریا و «شبیه پسر انیمه‌ای هایی» و قهقهه زدن تا ابد
هرچقدرم تلاش میکنم فقط نمیخواد که بشه. زمان شفادهنده نیست. قدم‌های کوچیک به هیچ دردی نمیخورن. آرزوها فقط برای بارون شدنن. آهنگ‌ها برای باز کردن زخم‌هان. به درگاه تک‌تک خدایانی که آدمیزاد تا به حال ساخته هم دعا کنم، نمیشه. هرچقدرم بیخود و بی‌جهت کمکت کنم، نمیشه. نمیشه. نمیشه. نمیشه. نمیخواد که بشه. چرا نمیتونم قبول کنم که نمیشه.
منم همینطور دنجی، منم وقتی داشتم از فقر می‌مردم خوشبخت‌تر بودم.