流れ星
طی جلسهای تراپی با خودم به این نتیجه رسیدم که ارتباط ما با آدما یه جایی تموم میشه، خودمون متوجه نیس
ولی یک چیزی که هست اینه که اگه تو بخوای باهام قدم بزنی تا نخمون دوباره ساخته شه، من هیچ ایرادی نمیگیرم و میمونم سر جام. البته یه مقدار کج راه میرم کلا، ممکنه فکر کنی اره دارم ازت دور میشم ولی من فاکینگ بلد نیستم چیکار کنم. اهل زیاد پیام دادن نیستم. اهل دائما اویزون بقیه شدن نیستم. اهل زیاد حرف زدن نیستم. بنده حقیر فقط بلدم بمونم برای شما تا روزی که دلت بخواد به طور واضح نشون بدی که اره منم دارم کنارت میام، بذار دوباره بسازیمش. هیچکس هم درست حسابی باهام حرف نمیزنه که بگم اقا من مشکلدارم از طرز قرار گرفتن پاهام در ۸۷ درجهی شرقی و سیسانتیمتر مایل به جنوب چیزی درنیار برای خودت. پاهام کجه من.
流れ星
طی جلسهای تراپی با خودم به این نتیجه رسیدم که ارتباط ما با آدما یه جایی تموم میشه، خودمون متوجه نیس
"اینطوری دیگه دست تو نیست اگه طرف مقابلت راهشو کشیده و رفته." THE ONE THAT GOT AWAY