eitaa logo
دانلود
شروع صبح دل‌انگیز با «من اگه نباشم» و خوندنش برای هررررر بنی بشری که سر راهمه، ابرهای بهشتی، رزانا و دلقکبازی‌های اول صبحی، ملللللیییییسا و دست‌تکون دادن از هر زاویه‌ی ممکن، رونیکایی که نگفت خواب چی دی-🖐🏼(میترسوم)، طبق معمول خوندن شیمی سر قرآن و کتاب الناز و -...ننوشتم +چی‌چی‌و ننوشتم بابا ایناها اینجاست نووووشتم من، سرگینی که زنده بو-، امتحان شیمی تقریبا مزخرف، چرندیات با یه برادری پای تخته، دامداران as always، انشای رزانننانیهسنس، زنگ‌ناهار و خوردن ناهار دوتا ادم و «خب حالا بریم ناهار خودمونو بخوریم»، مطهره و پیچوندن حلقه و آسمون call me by your name، شاهنامه‌خوانی و ملیسایی که کنارم نشستتتتتت، ملیسا و روباه بیرون پنجره که معلوم نشد چی بود آخر، ملیسا که کامران‌هومن گوش میدددد-، -نظرت راجب فخرالزمان چیه +نمی‌شناسمش -معلم شیمیمون +گفتی اسمش چیه؟!؟؟؟، هاپویی که بچه بود ولی هاپو بود، ملیسای برگشتنی، دریافت نارنگی از س، د کور که منو ندید و من کور که د رو ندیدم، شروین خوندن و کر شدن توسط باد، بغل کردن عزیزهای دلم(🌟)، قهرمانان المپ و شرطم با رزانا، هشتم‌های رندوم، رونیکا و «انگشت مثلثی to my انگشت مربعی، رونیکا و زرد to my سبز، رونیکایی که گازم نگرفت:::(((((((((
همینطوری رندوم، خیلی وقتا هم هست که ما فکر میکنیم یه ادمی برای ما مهمه ولی درواقع نقش یارو توی زندگیمونه که برامون مهمه صرفا. مثلا فرض کن یکی رو سه سال تموم بشناسی و خیلی مهم فرضش کنی، بعد به خودت بیای ببینی هیچی ازش نمیدونی، نمیدونی رنگ موردعلاقش چیه یا اصلا چه وقتایی ناراحته. چمیدونم به خودت میای میبینی همیشه اون کنارت بوده و بهت گوش داده و تو صرفا داشتن شنونده رو دوست داشتی، فقط همینو دوست داشتی که یارو بهت اهمیت میداد. تو کی کنارش بودی؟ تو کی بهش اهمیت دادی؟ تو اون رو می‌شناسی که بگی مهمه؟ بعد اینطوری میشه که تا یارو دست از شنونده بودن برمیداره، دیگه مثل قبل دوستش نداری. بگو ببینم عزیز من، تو منو می‌شناسی یا گوش‌هام رو؟
Madness as a gift.
شروع صبح دل‌انگیز با «من اگه نباشم» و خوندنش برای هررررر بنی بشری که سر راهمه، ابرهای بهشتی، رزانا و
رونیکا فکر کرد شاید تو هم دوس نداشته باشی وقتی دارم اسنک میخورم گازت بگیرم پس اون‌موقع نگرفت و بعدش یااادش رف_((( فردا یادم بنداز دوتا گااااز